سایت تخصصی حسابداران خبره ایران

ارائه مطالب تخصصی حسابداری و حسابرسی و قوانین

نامه ای به یک دوست

نامه به یک دوست مدیر


نامه ای به یک دوست
رفتار های فانتزی
در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است/ صراحی می ناب و سفینه غزل است؟
خوشبختی یک انسان سعادتمند بر پایه کردارنیک شکل میگیرد و کردارنیک جز بر پایه پندار نیک حاصل نخواهد شد. نگرش انسان با استعداد و ظرفیت او رابطه مستقیم دارد, نگرش در دراز مدت قابل پرده پوشی نیست و آنقدر با حجاب میجنگد تا بطور طبیعی جلوه گر شود. نگرش ما شیوه برخورد ما با زندگیمان را نشان میدهد و حتی تکلیف ما را با مردم معین میکند. ما انسانها در مورد روابط مان با یکدیگر مدلهای فراوانی را شاهد بوده ایم. یکی از این مدلها مدل دفاع شخصی است که در این مدل انسان , همواره با کمترین اعتماد نسبت به طرف مقابل برخورد میکند و هیچگاه آنطور که هست خود را نشان نمیدهد. این نوع رفتار در ادامه کم کم جای خود را به اعتماد نسبی میدهد و روابط اشخاص تا حدود زیادی خودمانی میشود , ولی ما اکثرآ فراموش میکنیم که ببینیم , طرف مقابل این رفتار های ما را چگونه ارزیابی میکند و خدای نکرده اگر او احساس کند که با این نوع رفتار ما تحقیر میشود , ممکن است دست به کاری یا رفتاری بزند که ما را شوکه کند. بطور کلی صفات و خصوصیات انسان را می توان از جهات مختلف دیگری هم بررسی کرد. یکی از آن جهات آنست که شخص در ابتدای آشنایی بسیار مرتب و با رعایت مبادی آداب رفتار میکند و بتدریج که زمینه آشنایی بیشتر شد , او ظاهرآ با نشان دادن رفتار از نوع خودمانی و در باطن با سوء استفاده از اخلاق خوب و گذشت طرف مقابل, دیگر خود را موظف نمیداند که با احترام رفتار نماید و اسم این نوع رفتار را برخورد خودمانی میگذارد . این نوع رفتار خطایی عظیم است که در آینده بازخورد های شدید به بار میآورد. حتی دربرخی از این نوع رفتارها شخص تا حد ممکن بصورت ابتدایی رفتار میکند ومتوجه نیست که طرف مقابل در عین اینکه برخورد نمیکند , در همان حالت متوجه این رفتار هست و نمره ارزیابی طرف مقابل را هر بار کمتر میدهد و در نهایت تصویر شخصیت واقعی او را در باطنش بشکلی ضعیف رسم میکند. بنابراین سوء استفاده از رفتار نرم طرف مقابل وجود نوعی خطای شخصیتی در اکثر انسان ها را عیان میکند که شاید شخص دوم ظاهرآ و به قیاس ما متوجه آن نمیشود, در حالی که چنین نیست و ما باید حتی در بروز رفتار های خودمانی هم شخصیت و هویت طرف مقابل را مدّ نظر داشته باشیم و پا از حریم حرمت و تکریم دیگران در هر موقعیتی فراتر نگذاریم. نوع سوم رفتار های انسانی با طرف مقابلش , دو حالت مختلف دارد . حالت اول نوع مودبانه و بسیار خودمانی است و این تا زمانی است که طرف دوم منافع طرف اول را حفظ کند و یا در شرایطی باشد که امکان رسیدن به منافع فردی از سوی او هنوز محتمل باشد. حالت دوم هم زمانی است که تاریخ مصرف بهره برداری از او در خصوص منافع فردی به پایان میرسد و یا احتمال آن ضعیف میشود که در چنین مواقعی طرف اول ضمن بی توجهی به جایگاه این شخص حتی دست به تحقیر او نیز میزند. بیچاره انسان دو پا که هنوز در هزاره سوم هم یاد نگرفته است که واقعا انسان باشد نه اینکه ادای انسان بودن را در بیاورد. خیلی از انسانها به خاطر حفظ منافع فردیشان رفتارهای بزرگ منشانه ای از خود بروز میدهند ولی از آنجا که بزرگزاده نیستند , به محض بروز کوچکترین اشاره ها مبنی بر احتمال مفید نبودن طرف مقابل بلافاصله با بدترین نوع رفتار انسانی از او پذیرایی میکنند و این رفتار از جنس رفتار بزرگان نیست. در مواجهه با انسانهای فانتزی اگر برایشان مفید فایده بوده باشی ,این رفتارها را از آنها میبینی : بسیار صبورانه رفتار میکنند, تحمل شنیدن و گوش دادن به شما را دارند, در مورد تازه های فکری شما عکس العمل منفی از خود نشان نمیدهند, مطالبشان را متناسب با دیدگاههای شما بیان میکنند , اندیشه ها و احساسات غیر متعارف را از شما پنهان میکنند , موضوعات را از زاویه دید شما مینگرند , بسیار انعطاف پذیر و خوشرو جلوه میکنند و اگر احساس بکنند که شما راحت و راضی هستید چه بسا میخواهند فضای اجتماع دور و بر خود را به گرایش بیشتری به طرح بحثهای فلسفی ، اجتماعی و سیاسی نیز سوق بدهند تا از نظر شما انسان فهیم و دور اندیش به چشم بیایند. متاسفانه سازگاری و انعطاف پذیری در این انسانها به دلیل درک عمیق آنان و کیفیت دور اندیشی و عقاید آنان به زمان و سیر تحولات و رشد انسانی شان نیست و تمامآ جنبه منافع شخصی دارد و نوعی نمایش متحورانه است که شاید بزرگترین هنرپیشه ها هم نتوانند این رل را بخوبی آنها بازی کنند. همه این نوع رفتار ها تا زمانی است که احساس میکنند که شما برایشان مفید فایده هستید . جالب اینکه بمحض احساس حالت عکس این موضوع بناگاه آنچنان تغییر رفتار میدهند که ممکن است شما شوکه شوید و حتی تا مدتی نتوانید باور کنید که این شخص همانی است که قبلآ میشناختید. این نوع تغییر رفتار به این معنی نیست کهآنها افرادی غیر اصولی هستند ویا پایبندی به اصول و عقاید خود ندارند , بلکه به این جهت است که همه اندیشه های ذهنی این انسانها سرشار از حس تملک منافع فردی در همه شرایط است و جز این را نه میفهمند و نه یاد میگیرند. تحقیقات نشان می‌دهد که این نوع رفتار های دو گانه با نوع هوش افرادهمبسته است . اکثر این نوع افراد دارای هوش منطقی / ریاضی هستند که متاسفانه از هوششان بدرستی استفاده نمیکنند. هوش منطقی / ریاضی یعنی توانایی استفاده از استدلال ، منطق و اعداد . این یادگیرنده ها به صورت مفهومی با استفاده از الگوهای عددی و منطقی فکر می کنند و از این طریق بین اطلاعات مختلف رابطه بر قرار می کنند آنها همواره در مورد دنیای اطرافشان کنجکاوند ، سوال های زیادی می پرسند و دوست دارند آزمایش کنند . مهارت های انها شامل این موارد می شود : حل کردن مسئله ، تقسیم بندی و طبقه بندی اطلاعات ، کار کردن با مفاهیم انتزاعی برای درک رابطه شان با یکدیگر ، به کار بردن زنجیره طولانی از استدلال ها برای پیشرفت ، انجام آزمایش های کنترل شده ، سوال و کنجکاوی در پدیده های طبیعی ، انجام محاسبات پیچیده ریاضی ، کارکردن با شکل های هندسی و تحلیل ریاضی رفتار های دیگران . متاسفانه اشخاص منافع گرا از این نوع مهارت ها در جای خود استفاده نمیکنند و سعی میکنند تا از همه توانشان برای تملک منافع خود از دیگران استفاده کنند و وضعیت طرف مقابل هم اصلآ برایشان مهم نمینماید و در این مورد احساس مسئولیت نمیکنند . این اشخاص دارای توانایی سازگاری در یک وضعیت معکوس تا رسیدن به هدفشان را بخوبی دارا هستند و با مهارت باور نکردنی در این راه تلاش میکنند. شناخت خصلت های واقعی این انسانها برای افراد عادی بسیار مشکل است و معمولآ همه مردم این افراد را انسانهای خوب تشخیص میدهند و به آنها اعتماد میکنند . که ایکاش همیشه و در تمام شرایط خوب باشند نه اینکه فقط برای حفظ منافعشان خوبی بکنند. اشتیاق شما نسبت به اینکه بنده به مسائل از دید روانشناسی نگاه کنم باعث شد که من به این بهانه شخصیت شما را تحلیل نمایم تا بدانید که مرگ همیشه هم برای همسایه خوب نیست و باید شما هم لحظه ای در خودت بنگری تا ببینی که براستی کیستی و چگونه میتوانی به معنی واقعی کلمه خوب خوب باشی . یادتان نرود که , میهمان حبیب خداست و باید با او طوری رفتار کنیم که در شان حبیب خداست. و اگر نتوانستیم , در آنصورت باید به منش و بزرگی خودمان شک کنیم نه به مقام میهمان. چون به هر حال او میهمان است و شایسته احترام . و این حرمت ها سرانجام به خود ما باز میگردد. حبیب خدا که نباید تاریخ مصرف داشته باشد ؟
آینه گر نقش تو بنمود راست خود شکن آئینه شکستن خطاست.
تاریخ ارسال: دوشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 02:58 ب.ظ | نویسنده: علی | چاپ مطلب 0 نظر
ooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo
ooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo