سایت تخصصی حسابداران خبره ایران

ارائه مطالب تخصصی حسابداری و حسابرسی و قوانین

بودجه ریزی عملیاتی چیست

بودجه و بودجه ریزی عملیاتی چاپ فرستادن به ایمیل

چکیده: بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه دنیا در تلاشند نظام بودجه ریزی خود را در یک فرایند بهبود یا تغییر به یک نظام عملکرد محور یا عملیاتی که در آن ارتباط بین اعتبارات بودجه ای و عملکرد دستگاههای اجرائی شفاف و قابل درکارست، نزدیکتر سازند و از این طریق پشتوانه اطلاعاتی معتبر و قابل اطمینانی برای تصمیمات بودجه ای دولت و مجلس فراهم آورند .مهم ترین اهداف دولت ها رسیدن به رشد اقتصادی و فراهم کردن خدمات عمومی و تحقق عدالت اجتماعی است. برای تحقق این اهداف باید وظایف دولت ها در کنار وظایف مردم و نهادهای غیردولتی مشخص گردد، ساختار دولت تعیین شود و برای تحقق اهداف برنام هریزی شود. برای تحقق برنامه ها، بودجه ریزی انجام می شود و با تخصیص منابع، وظایف دولت اجرا می گردد. بودجه ریزی عملیاتی از جمله مقوله هایی است که در بیش تر کشورهای توسعه یافته مورد استفاده قرار می گیرد و کشور ما ایران نیز چند سالی است در جهت تغییر نظام بودج هریزی خود از حالت سنتی به بودج هریزی عملیاتی است. برای ایجاد این تغییر ابتدا بایستی برخی مشکلات موجود از سر راه برداشته شود که این امر خود مستلزم طی زمان می باشد.
در این مقاله  به بررسی مفهوم بودجه ،‌ سیر تکوین بوجه ، روند اصلاحات بودجه بندی ، تشریح اصول بودجه ، تشریح بودجه به عنوان ابزار های گونا گون ، ، انواع شیوه های بودجه ریزی ، مفهوم بودجه ریزی عملیاتی ، اهداف ، ویژگی مزایا ، معایب و  مراحل بودجه ریزی عملیاتی ، جایگاه بودجه ریزی عملیاتی در قانون برنامه پنجم بودجه ، عناصر کلیدی در بودجه عملیاتی می پردازد .

کلید واژه : بودجه ریزی ، عملیات ، اعتبارات ، بودجه دولت ، اصول بودجه ، مدیریت مالی

تعریف بودجه :
کلمه "بودجه" از زبان فرانسه ریشه گرفته و سپس در زبانهای انگلیسی و فارسی وارد شده است . معنای لغوی آن در فارسی کیف و یا کیسه چرمی است که صورت دریافت ها و پرداخت های کشور در آن قرار دارد. درمتون تخصصی ، بودجه به عنوان سندی تعریف می شود که شامل وازه ها و ارقامی است که هزینه ها را به اهداف معین ارتباط می دهد . اگر درخواستهای بودجه ، جمع آوری شده و طبق دستورالعمل ها به مصرف برسند و اگر فعالیتها به نتایج مطلوب بیانجامد ، هدف بیان شده در سند بودجه ، تحقق یافته است . بنابراین بودجه یک پیوستگی بین منابع مالی و رفتار انسانی برای تحقق اهداف و خط مشی ها ایجاد می کند . بدین ترتیب بودجه ریزی عبارت است از تبدیل منابع مالی به اهداف انسانی . به بیان دیگر بودجه به مجموعه ای از اهداف و برنامه ها به همراه قیمت های مربوط به آنها اطلاق میگردد .در واقع بودجه شرحی از کالاها و خدماتی است که دولت در طی دوره یکساله خریداری می کند.(انور جعفری)

سیر تکوین بودجه
مفهوم بودجه همگام با تکامل دولتها و پیچیده تر شدن وظایف دولت، تغییر و تکامل یافته است. این تکامل را می توان به چهار مرحله متمایز تقسیم کرد. در مرحله اول که تقریباً از 1920 تا 1935 می باشد، تاکید عمده روی ایجاد یک سیستم با کفایت برای کنترل هزینه ها بود و حسابداری هزینه ها و پیوند بین حسابداری و بودجه مطرح بود. مرحله دوم که در توسعه بودجه عملیاتی خود را نشان می دهد، استفاده از بودجه به عنوان ابزار مدیریت مالی بود و خود را در اصلاح ساختار مناسب، بهبود مدیریت و برنامه های اندازه گیری کار، ظاهر ساخت و بر بودجه ای تاکید داشت که کار و فعالیتهای سازمان را اندازه بگیرد. مرحله سوم با پیوند دادن بودجه و برنامه به عنوان معیاری برای تجزیه و تحلیل رفاه اقتصادی آغاز شد و روی پیشرفتهایی که در تکنولوژیهای تصمیم گیری و اطلاعاتی رخ داده بود تمرکز داشت.( دکتر سعید صفری 1، داوود غلامرضایی )

روند اصلاحات بودجه بندی

بودجه ریزی بعد از پیدایش حکومت های پارلمانی به وجود آمد. یعنی آغاز کار بودجه نویسی به زمانی برمی گردد که با دگرگونی و یا اصلاح ساختار دولت ها، بودجه نویسی و حق مسلم نظارت مردم بر اموال عمومی به صورت کنترل درآمدها و هزینه های دولتی توسط نمایندگان شان دایر شد. از این رو، بخش مهمی از قوانین هر کشور به چگونگی دخل و خرج آن کشور اختصاص دارد. بودجه و بودجه ریزی به نیازهایی نظیر پی شبینی برآورد درآمدها و تخصیص منابع برای اجرای اهداف و برنام ههای دولت، ایجاد زمینه ای برای ارزیابی و نظارت دقیق بر تحقق اهداف و برنامه های دولت و کنترل و نظارت بر وصول درآمدها و چگونگی هزینه های دولت، در اداره ی امور کشور پاسخ می دهد. مفهوم بودجه همگام با تکامل دول تها و پیچیده تر شدن وظایف دولت، تغییر و تکامل یافته است. اصلاحات بودج هبندی در اوایل قرن نوزدهم میلادی عمدتاً به منظور افزایش توان حسا بدهی حکومت های پیرو دموکراسی و یا اعمال کنترل بیش تر در رژیم های شبه پادشاهی اعمال می شد و قانو نگذاران به تدریج توجه خود را از مالیات بندی به تخصیص هزینه های عمومی معطوف ساختند. کشور بریتانیای کبیر اولین کشوری بود که در پی تهیه ی چارچوبی برای افزایش توان پاس خگویی مالی دولت برآمد. در آن شرایط، انضباط مالی و صرف هجویی مستلزم رعایت دستورالعمل های اعلام شده توسط دستگاه مرکزی بود. بعد از آن وظایف حسابداری و حسابرسی ضروری تشخیص داده شد و دستگاه های خاصی بدین منظور مشغول به کار شدند.
نظام بودج هریزی فرانسوی با درجه ی تمرکز بیش تری توسعه یافت. مسئولیت تمامی امور مربوط به نظارت، ممیزی، بازرسی راهنمایی های مستقیم و غیرمستقیم و تهیه ی ضوابط و مقررات بر عهد هی واحد خزانه داری بود. توسعه ی نظام های فوق باعث ایجاد کی دستگاه مالی مرکزی در داخل دولت ودر نهایت رشد خدمات مالی دولت شد. هر چند که تمرکز امور در کی دستگاه مرکزی منجر به بروز مشکلاتی می شد که مهم ترین آن جلوگیری از رشد و توسعه ی مدیریت مالی در دستگا ههای اجرایی بود. وجود کی دستگاه مرکزی مالی پرقدرت به طور جدی مورد سوال قرار گرفت. در اوایل دهه ی 1920 در امریکا و بعد از آن در کشور انگلستان برای جلوگیری از مشکل فوق، اختیارات بیش تری به دستگاه های مصرف کننده تفویض شد.
رکود اقتصادی سال های دهه ی1930منجر به مجموعه مشکلات جدیدی شد. برای مواجهه با مشکل برقراری تراز بودجه، اصلاحاتی با هدف ایجاد کی بودجه ی سرمایه ای، در جهت ایجاد نظام بودجه ی دوگانه به عمل آمد و هزینه های جاری و سرمایه ای تفکیک شدند. ایجاد بودجه ی سرمایه ای تاثیر به سزایی در ساختار بودجه برای سالیان متمادی گذاشت.
ایجاد بودجه ی سرمایه ای در کشورهای در حال توسعه، کیی از ویژگی های اساسی بودجه ی دولت را تغییر داد، که آن امکان استفاده از وجوه پروژه های سرمای های در دوره ی زمانی بیش تر از کیسال بود. بعضی از کشورها دارای نظا مهایی هستند که وجوه به طور خودکار از کی سال به سال دیگر منتقل م یشود و این وجوه در طول اجرای پروژه قابل استفاده است. (دکتر سعید سعیدا اردکانی و همکاران )

اصول بودجه:
بودجه هم مانند دیگر رشته های علوم اقتصادی تابع اصولی است که منظور از این اصول لزوم رعایت قواعد و تشریفاتی است تا بودجه تنظیمی وسیله مفید و قاطعی به منظور کنترل و شناسایی دخل و خرج دولت باشد . فلسفه وجودی این اصول برای جلوگیری از حیف و میل ها و به منظور نظارت و کنترل مالی پارلمان است .
این اصول عبارتند از:
1- اصل سالانه بودن بودجه
بودجه یک پیش بینی و برآورد و تخمین برای آینده است، پس دارای بعد زمانی است یعنی ابتدا و انتهای این برآورد مشخص می باشد. معمولا اًین دوره مالی یک سال شمسی است. یعنی دخل و خرج دولت برای یکسال پیش بینی میشود و یکبار برای تمام سال مورد تصویب پارلمان قرار میگیرد.
2- اصل وحدت بودجه
برای آنکه کارهای مکرر و پراکنده موجب اتلاف وقت دولت و مجلس نشود، دراین اصل توصیه میشود فقط یک بار بودجه ی واحدی دریک مجموعه به تصویب برسد به طوری که حاوی تمام عملیات دولت باشد به عبارت دیگر برای یکسال مالی بایستی یک لایحه بوجه تنظیم شود و کلیه دخل و خرج دولت در سندی واحد ارائه گردد. متمم بودجه یکی از موارد استثناء براصل وحدت بودجه است.
3 -اصل جامعیت بودجه
اصل جامعیت بودجه از مهمترین اصول بودجه است، به منظور تأمین صراحت و دقت دولت در تنظیم و اجرای بودجه است. برپایه این اصل، بودجه باید به صورت کامل و برای همه دستگاه های دولتی اعم از وزارتخانه ها مؤسسات دولتی و همچنین شرکتهای دولتی و مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی به صورت یک جا تهیه و به مجلس قانون گذاری تقدیم گردد. از زمان انتقال بودجه از وزارت دارائی در سال 1343 به سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور اصل جامعیت تحقق یافت و بودجه کل کشور تقدیم پارلمان وقت گردید. اصل کلیه " : جامعیت بودجه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دراصل پنجاه و سوم چنین تعریف نموده است دریافتهای دولت در حسابهای خزانه داری کل متمرکز میشود و همه پرداختها و حدود اعتبارات مصوب "به موجب قانون انجام میگیرد
4- اصل شاملیت یا تفصیل
دراین اصل توصیه میشود که بودجه دولت باید به صورت مشروح به ریز و جزء و به تفصیل تهیه و تنظیم و به مجلس پیشنهاد گردد و برای آگاهی عموم انتشار یابد. بودجه باید به طور مشروح به صورت دستگاهی و موضوعی درآمدها را طبقه بندی و هزینه های هردستگاه را در قالب برنامه ها و مواد هزینه بصورت جاری و عمرانی و اعتبارات عمرانی به صورت ملی و استانی یا شهری و روستائی در لایحه ی بودجه درج و به مجلس قانون گزار پیشهاد نماید.
تقسیم شدن بودجه به امور، فصول، برنامه ها و... و الزام دولت به پیشنهاد چنین بودجه تفصیلی و تصویب بودجه تفصیلی از طرف مجلس یا کمیسیون بودجه فقط برای امکان رسیدگی دقیق نیست، بلکه علت دیگری هم دارد. و آن وادار کردن دستگاه اداری است به اینکه درآمدهای عمومی را به همان وصفی که به تصویب رسیده به مصرف برساند. یعنی اصل تفصیل، اصل تخصیص را نیز دربر دارد که ذیلاً بیا ن میگردد.
5- اصل تخصیص و عدم تخصیص
الف- اصل تخصیص: برطبق این اصل، تمام ارقام مندرج در قانون بودجه باید به همان وضع و ترتیبی که در بودجه تعیین شده و مجوز آن صادر شده، وصول یا به مصرف برسد. اصل تخصیصی هیچ گونه تغییر یا انعطاف و جابجائی را نمی پذیرد و خود را موظف و متعهد می دارد که به همان صورتی که به تصویب قوه مقننه رسیده است به مرحله ی اجرا درآورد.
ب- اصل عدم تخصیص: این اصل به منزله عکس اصل تخصیص نیست، این اصل درواقع الهام بخشی از اصل جامعیت بودجه است. بنابراصل عدم تخصیص هیچ درآمدی نباید برای هزینه خاصی تخصیص داده شود و هیچ هزینه ای نباید از درآمد بخصوصی تأمین شود. به عبارت دیگر کلیه درآمدهای دولت باید به خزانه واریز گردد و از درآمد عمومی دولت برای هزینه های دولت تأمین اعتبار شود. این اصل هیچ وقت بصورت قاطع در کشور اجرا  نشده و هنوز هم اجرا نمی شود.
6-اصل انعطاف پذیری
به زبان مالی اصل انعطاف پذیری یعنی اصلاح بودجه و آن عبارت است از تغییر و جابجایی در موارد هزینه و برنامه های دستگاه بدون آنکه در جمع اعتبارات از بعضی مواد و برنامه های دستگاهی کسر و به همان مبلغ به پاره ای از مواد برنامه های دیگر اضافه شود بدون آنکه در جمع اعتبارات مصوب تغییری بعمل آید.
بوجود آمدن اصل انعطاف همزمان با معرفی بودجه برنامه ای و بودجه عملیاتی آغاز شده است. هم اکنون آنچه اهمیت دارد پیشرفت سریع عملیات یا تحصیل حداکثر استفاده از نیروی انسانی و منابع دیگر است )نقش بودجه در مدیریت( بنابراین نباید شکل قانون بودجه به صورت مواد هزینه و مانند آن از تحرک مدیر بکاهد.
7-اصل تخمینی بودن درآمدها
درآمدهای پیش بینی شده در بودجه جنبه تخمینی دارد و این بدان معنی است که منظور شدن مبلغی به عنوان درآمد در بودجه کل کشور مجوزی برای وصول از اشخاص حقیقی و حقوقی نمی شود و در هرمورد نیاز به مجوز قانونی دارد و پیش بینی به هرمیزان مانع وصول درآمدهای بیشتری از منابع مربوط نیست. لکن وصول مبلغ بیشتری خارج از ضوابط تعیین شده در قانون از افراد حقیقی و حقوقی خلاف است.
8- اصل تحدیدی بودن هزینه ها
منظور ازاصل تحدیدی بودن هزینه ها آن است که حداکثر پرداخت ها در حد اعتبار مصوب میباشد و تجاوز از آن ممنوع است. به عبارت دیگر تصویب اعتبارات اجازه خرج است نه تکلیف. لذا میزان تعهد برای دستگاه های اجرائی حداکثر برابر تخصیص اعتبار میباشد و تخصیصی اعتبار حداکثر برابر اعتبارات مصوب در سند بودجه است و رابطه زیر در هر مقطع زمانی طی یکسال مالی باید همواره برقرار باشد.
اعتبار مصوب )تخصیص اعتبار (هزینه قطعی و تعهدات
9- اصل تعادل
همان گونه که از اسم این اصل استنتاج میگردد به حفظ موازنه بین درآمدها و مخارج دولت میپردازد بصورتی که دولت بتواند بدون استقراض، تعهدات مالی خود را بپردازد.
بعبارت دیگر بودجه دولت بایستی نه کسر داشته باشد و نه اضافه. منظور از کسری بودجه، فزونی هزینه ها بر درآمدها و مازاد بودجه بیانگر فزونی درآمدها بر هزینه هاست.(سلیمانی ، 1386 ، 7)

موارد استفاده از بودجه :
بودجه به عنوان ابزار کنترل

بودجه ریزی بعد از پیدایش حکومتهای پارلمانی بوجود آمد؛ یعنی آغاز کار بودجه نویسی به زمانی بر می گردد که مردم در مقابل اختناق حکومتها دست به انقلاب زدند و حق مسلم نظارت مردم بر اموال عمومی به صورت کنترل درآمدها و هزینه های دولتی توسط نمایندگانشان دایر شد. از این رو بخش مهمی از قانون اساسی هر کشور به چگونگی دخل و خرج آن کشور اختصاص دارد. نظارت بردخل و خرج به موجب همین قوانین برعهده نمایندگان برگزیده مردم واگذار شده که از منافع مالیات دهندگان و دریاف تکنندگان خدمات دولت حمایت کنند. بنابراین طبیعی است که هرگاه مسئله دخل و خرج کشور برای این نمایندگان مطرح شود آنها در وهله نخست به فکر ایفای مسئولیتی هستند که به موجب قانون به عهده آنها محول شده است. علت این تاکید هم شاید این باشد که در اوایل قرن اخیر وظیفه اصلی دولت محدود به دفاع از کشور، مراقبت در استقرار نظم و امنیت و حفظ مناسبات بین المللی بود که خرج بابت این وظایف کنترل شود تا مالیات زیاد گرفته نشود و مخارج نیز کنترل شود. وقتی منظور از بودجه، کنترل باشد، نظام بودجه ای بر روی طبقه بندی هزینه ها و طبقه بندی سازمانی متمرکز می گردد که همان طبقه بندی بر اساس فصول و مواد هزینه است.
بودجه به عنوان ابزار مدیریت مالی
با توسعه وظایف دولت و افزایش سریع هزینه های دولتی و پیوند آن با وضعیت عمومی اقتصاد کشور، کنترل مخارج اهمیت خود را از دست داد و نیاز به بهبود در سیستمهای برنامه ریزی، کنترل و مدیریت منابع بخش عمومی مطرح گردید تا تصمیم گیرندگان را قادر سازد دید وسیع تری پیدا کرده و اطلاعات وسیعی در مورد نتایج عملکردها و هزین ههای اجرایی فعالیتها داشته باشند. این امر موجب توجه دولتها به اقتصادی بودن، کارآیی و اثربخشی منابع دولت و به عبارتی مدیریت مالی دولتی شد. مواجهه با این شرایط نه تنها نیاز به بهبود روشها و رویه های بودجه بندی موجود برای افزایش هماهنگی سیستم را مطرح ساخت، بلکه بعد جدیدی برای تصمیم گیری در مدیریت و مدیریت مالی دولتی افزود، یعنی سیستم بودجه بندی عملیاتی و برنامه ای را برای بازنگری و ارزیابی مدیریت فعالیتهای دولتی مطرح
ساخت. ویژگی و وجه تمایز این سیستم از سیستم بودجه متداول تاکید روی اهداف، نتایج و منافع حاصل از هر یک از اقلام هزینه ها و یافتن پاسخ به این سوال بود کهدرآمدها به چه منظور خرج م یشود.
بودجه به عنوان ابزار برنامه ریزی
استفاده از بودجه به عنوان ابزار سیاس تگذاری یا برنامه ریزی، به منظور تنظیم سیاستهای مالی برای مقاصد اقتصادی صورت گرفت تا به وسیله آن درآمدها و هزینه های بودجه ای چند هدف ویژه را برای حفظ تعادل اقتصادی و جلوگیری از بروز بحران تامین کند. نخست آنکه از نظر سیاستهای اقتصادی و مقاصد مربوط به استفاده از منابع، صورتهای بودجه ای بتواند هدفهای سرمای هگذاری و نرخ رشد و همچنین چگونگی اختصاص منابع به هزین ههای مصرفی، انتقالی و سرمای های در بین بخشها را معلوم کند. دوم آنکه تعیین نرخ رشد اقتصادی به دلیل ارتباط با میزان اشتغال، ثبات قیمتها و موازنه بخش خارجی بگون های صورت پذیرد که منافع اجتماعی را حداکثر و فشارهای مالیاتی وارده یا هزین ههای خارج کردن منابع از بخش خصوصی را حداقل سازد. مقدار مجاز یا بهینه استفاده از کسری در بودجه حاصل فرآیند بسیار پیچیده و دقیق تامین همین هدف است.
سوم آنکه بودجه در نقش اقتصادی خود ابزار تقلیل نابرابریهای درآمدی و تعدیل آثار توزیعی کارکرد نامطلوب جریان های تولیدی باشد. برای تامین این اهداف نقش مالیاتها و برنامه های هزین های مورد توجه قرار داشت؛ اما در میان راههای مختلف قابل تعقیب، سیاست شاخص و توصیه شده ای به عنوان الگوی قابل تعمیم موجود نبود. بودجه در ماموریت برنام هریزی بیشتر متضمن مفاهیمی چون طر حریزی برای آینده و انتقال این مفاهیم به جامعه برای تصمی مگیری میان مدت بود و از این رو، طبقه بندیهای اقتصادی آن ناظر بر تنظیم حسابهای ملی و بررسی حرکت متغیرهای کلان می گردید.
مهمترین عواملی را که منجر به گرایش برنام هریزی در بودجه بندی شد می توان در توسعه تجزیه و تحلیل های خرد و کلان اقتصادی و نقش آن در شک لگیری سیاست مالی و بودج های و همچنین در توسعه فنون جدید اطلاعاتی و تصمی مگیری و کاربرد آن در سیاست گذاری دانست.
بودجه به عنوان ابزار راهبردی (استراتژیک)
مرحله چهارم بودجه نویسی از زمانی آغاز می شود که محیط سازمانی به یک محیط متلاطم و آشفته مبدل شد و پیچیدگی تصمیم و تغییر و تحولات بنیادی و خود جوش در محیط سازمانی، برنامه ریزی راهبردی را در مدیریت پدید آورد . در این دوره بودج هنویسی به عنوان ابزار و عامل راهبردی برای رویارویی با حوادث غیر قابل پیش بینی مورد استفاده قرارگرفت. طی دهه 80 در بودجه نویسی سناریوهای متعددی طراحی گردید و برای هر نوع فعالیت (برنامه) که به واحدهای تصمی مگیری تعبیر می شوند، نیز سطح ریالی و مالی مختلفی در نظر گرفته شد و بسته به نوسان مقدار بودجه به واسطه متغیرهای غیر قابل کنترل، از سطح مورد نظر استفاده گردیداین تفکر به تدوین بودجه بر مبنای صفر در سال 1873 منجرگردی.( دکتر سعید صفری ، داوود غلامرضایی )

انواع شیوه های بودجه ریزی  عبارتند از :
1-بودجه ریزی افزایشی
2-بودجه ریزی برنامه ای
3-بودجه ریزی بر مبنای صفر
4-بودجه ریزی عملیاتی
انور جعفری  دانشجوی ارشد مدیریت دولتی ـــ مالی دولتی ــدانشگاه آزاد مهاباد

بودجه ریزی عملیاتی
بودجه ریزی عملیاتی نوعی سیستم برنامه ریزی، بودجه ریزی و ارزیابی است که بر رابطه بودجه هزینه شده و نتایج مورد انتظار تأکید می کند. در چارچوب بودجه ریزی عملیاتی، بخش های مختلف اداری بر اساس استانداردهای مشخصی تحت عنوان شاخص های عملکرد پاسخگو هستند و مدیران. در بودجه ریزی عملیاتی  منابع براساس اولویت امورونتایج قابل اندازه گیری تخصیص داده میشوند. بودجه عملیاتی محصول برنامه ریزی استراتژیک است که درآن تصمیمات مربوط به تخصیص بهینه منابع برپایه نتایج پذیرفته شده و محک های سازمانی[6] مربوط به اهداف کلی ، اختصاصی، استراتژی ها و برنامه های عملیاتی هر سازمان صورت میگیرد. بعد از تهیه برنامه استراتژیک، هر سازمانی که اعتبارات دولتی دریافت می کند بودجه خود را طوری تهیه و تنظیم می کند که تصمیم گیری های دارای اولویت مربوط به برنامه استراتژیک خود رامنعکس کند . پس تقاضای بودجه توسط سازمان بیانگر نیازهای آن سازمان برای اجرای نتایج دارای اولویت در برنامه استراتژیک خود می باشد.  بودجه ریزی عملیاتی یک برنامه تلفیق عملکرد سالانه وبودجه سالانه می باشد که روابط بین سطح اعتبارات برنامه و نتایج مورد انتظار را نشان می دهد. همچنین تائید می کند که یک هدف یا مجموعه ای از هدفها باید با مقدار معینی از اعتبارات بدست آید. یک بودجه عملیاتی علاوه بر تخصیص هزینه های فعالیت، همه فعالیتهای (مستقیم و غیرمستقیم) مورد نیاز برای پشتیبانی یک برنامه را تعریف و تعیین می کند.
یک بودجه عملیاتی عبارت است از یک برنامه سالانه به همراه یک بودجه سالانه که رابطه میان میزان وجوه تخصیص یافته به هر برنامه با نتایج به دست آمده از اجرای آن برنامه را نشان می دهد. این بدان معنی است که با هر میزان مخارج انجام شده در هر برنامه ، می باید مجموعه معینی از اهداف تامین شود .

ویژگیهای بودجه عملیاتی
-      چارچوب زمانی برای انجام بودجه عملیاتی باید واقع گرایانه باشد.
-      برنامه های استراتژیک می بایست  با معنی ، با تفکر و براساس نیازها و بر مبنای داده ها و اطلاعات و به منظور تهیه بودجه عملیاتی باشد.
-      شکل بودجه عملیاتی باید ساده و قابل فهم باشد تا اجرای آن بهتر و ساده تر صورت گیرد.
-      قوه مجریه و مقننه نیازمند فهم هدف و روابط حاکم بر بودجه عملیاتی هستند به طوری که تعهدات اجرای بودجه عملیاتی نمایان شود.
-      نتایج اغلب خارج از کنترل هستند.
-      قانونگذاران باید نقش فعال تری در اجرای بودجه عملیاتی اجرا کنند.

روشهای اجرای بودجه ریزی عملیاتی
به طور کلی سه روش اصلی اجرای بودجه ریزی عملیاتی، شامل حسابداری قیمت تمام شده، کارسنجی و هزینه یابی بر مبنای فعالیت، وجود دارد ، هرچند از روش هایی نظیر بودجه سرانه و روش ثابت گرفتن هزینه کل نیز به عنوان روش های بودجه ریزی عملیاتی نام برده می شود ولی در این جا فقط روش های عمده تشریح می گردند.
الف)تنظیم بودجه ریزی عملیاتی طبق حسابداری قیمت تمام شده
تنظیم بودجه عملیاتی با استفاده از روش محاسبه «قیمت تمام شده» محتاج استقرار یک نظام کامل حسابداری قیمت تمام شده در کنار نظام حسابداری مالی موسسه است . مراحل تنظیم بودجه ریزی عملیاتی طبق حسابداری قیمت تمام شده به قرار زیر است:
(1) طبقه بندی عملیات
(2)انتخاب واحداندازه گیری
(4)پیش بینی حجم عملیات
(5)محاسبه هزینه عملیات  
ب) تنظیم بودجه ریزی عملیاتی طبق روش اندازه گیری کار یا کارسنجی
روش حسابداری قیمت تمام شده به لحاظ در نظر گرفتن کلیه عناصر هزینه(حقوق ودستمزد ،وسایل وملزومات وحتی استهلاک) روش کاملی است . اما اجرای آن محتاج استقرار یک نظام حسابداری مالی و قیمت تمام شده(صنعتی) پیشرفته است که دربسیاری از موسسات عملاً مقدور نیست ، علاوه بر آن متناسب با تغییر قیمتها و دستمزدها، هزینه واحد کار نیز باید دائماً محاسبه و تغییر داده شود. از این رو روش اندازه گیری کار برای برآورد هزینه های اداری و پرسنلی بسیاری از موسسات توصیه میشود. این روش فقط با یکی از عناصر هزینه ، یعنی مقدار زمان مصروفه برای تکمیل یک واحد کار ، ارتباط دارد و سایرعناصر هزینه از قبیل مواد ووسایل و هزینه های استهلاک که در روش قیمت تمام شده محاسبه میشونددرنظر گرفته نمی شوند. دراین روش رابطه حجم کار و زمان لازم برای انجام دادن آن مورد توجه است.برای اندازه گیری کار دو روش معمول است:که یکی براساس  بررسیهای زمانی ودیگری بر مبنای تجزیه وتحلیل آماری می باشد.
ج) روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC)
سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت یکی از سیستم های جدید هزینه یابی است که می تواند بصورت جداگانه و یا همراه با سایر سیستم های هزینه یابی بکار گرفته شود. یکی از ویژگیهای مهم ABC که آن را از سیستم های سنتی متمایز می سازد،  توجه به پدیده های نوین و اثرات تکنولوژی حاکم بر فعالیتهای خدماتی امروزی است و تا حد ممکن با بکارگیری روشهای مناسب، این اثرات را به طور کمّی جذب خدمات ارائه شده می کند. این  سیستم، در مقایسه با سیستم های هزینه یابی سنتی بدلیل استفاده از مبناهای تسهیم هزینه متناسب با هر فعالیت، براحتی قادر به محاسبه و سنجش تاثیر روشهای نوین در محاسبه بهای تمام شده خدمات می باشد. علاوه بر این، سیستم ABC فلسفه نوین مدیران را که ارائه خدمات بهتر توام با هزینه پایین تر می باشد را مد نظر قرار می دهد.   
بر خلاف روشهای سنتی هزینه یابی، ABC در سیستم های خدماتی و تولیدی پیچیده و غیر معمول نیز کاربرد دارد. در این گونه موارد این سیستم دو نوع هزینه متغیر جدید را که عبارتند از: هزینه های مربوط به پیچیدگی و هزینه تنوع خدمات را در ساختار هزینه ها در نظر می گیرد. این ویژگیهای برتر باعث شده است، روز بروز بر استفاده کنندگان این سیستم و کاربردهای گوناگون آن افزوده شود. بطوری که سازمانهای امروزی خصوصا" سازمانهای در سطح جهانی دستیابی به این سیستم و استفاده از توانایی های آن را به عنوان یک مزیت برتر برای سازمان خود تلقی می کنند.

 

مکانیزم عملکرد  سیستم ABC
در سیستم های هزینه یابی سنتی، عموما" از طریق ایجاد مراکز هزینه، کلیه هزینه های دوایر عملیاتی وپشتیبانی بر حجم خدمات ارائه شده تقسیم می گردد تا از این طریق بهای تمام شده خدمات، تعیین شود. در این سیستمها هیچ گونه ارتباط مستقیمی بین فعالیتهای لازم جهت برای خدمات ارائه شده و میزان استفاده از منابع وجود ندارد. در نتیجه بهای تمام شده خدمات منعکس کننده مستقیم فعالیت ها و ارزش های منابع بکار گرفته شده نمی باشد. اما  سیستم ABC این مشکل را بوسیله مرتبط کردن هزینه های سازمانی با هزینه های فعالیتهای عملیاتی مرتفع می سازد.
از نظر عملی، سیستم ABC روابط علّی بین ایجاد هزینه ها و فعالیتهای لازم جهت ارائه خدمات را که برای سازمان ارزش اقتصادی ایجاد می کنند را مشخص  می سازد. این سیستم از این باور سرچشمه می گیرد که خدمات  فعالیتها را مصرف می کنند و فعالیتها منابع را. در این روش ابتدا هزینه ها به فعالیتها تخصیص می یابد و سپس هزینه های تخصیص یافته به فعالیتها، بر مبنای استفاده هر یک از خدمات از فعالیتها، به آنها تخصیص داده می شود

اهداف بودجه ریزی عملیاتی

هدف نهایی بودجه ریزی عملیاتی کمک به اتخاذ تصمیمات عقلایی درباره تخصیص و تعهد منابع دولتی براساس پیامدهای قابل سنجش می باشد که نتایج قابل انتظار (عملکرد) دستگاه را در طول زمان منعکس می کند. با این تفسیر بودجه ریزی عملیاتی مقاصد و اهداف زیر را دنبال می کند :
-1 ارائه مبنای صحیح برای اتخاذ تصمیم در خصوص تخصیص منابع
-2 تعیین نتایج قابل سنجش و مورد انتظار که از یک تخصیص بودجه خاص قابل حصول است.
-3 تمرکز فرآیند تصمیم گیری روی مهم ترین مسائل و چالش هایی که دستگاه با آن مواجه است.
-4 ایجاد یک فرآیند منطقی برای تصمیم گیری در خصوص بودجه که بطور مستقیم با فرآیند برنامه ریزی ، اجرا و کنترل ، ارزیابی و گزارش عملکرد در ارتباط می باشد.
-5 ایجاد ارتباط بین بودجه و نتایج عملکرد بودجه
-6 تمرکز فرآیند تصمیم گیری روی مهم ترین مسائل و چالش هایی که دستگاه با آن روبروست.
-7 ارائه مبنایی برای پاسخ گویی بیشتر در قبال استفاده از منابع کشور
-8 افزایش کارایی مدیریت هزینه ها و صرفه جویی در هزینه ها

مزایای بودجه ریزی عملیاتی
بطو رخلاصه می توان مزایای بودجه ریزی عملیاتی را چنین عنوان نمود:
1)افزایش پاسخگویی بر اساس نتایج
2) بهبود مدیریت عملکرد
3)بهبود نحوه تخصیص
4)یک ابزار تشخیصی ارزشمند ارائه می دهد
5)بهتوجیه بودجه کمک می کند: یک بودجه عملیاتی اثربخش، نسبت به بودج ه ریزی سنتی،شفافیت بیشتری را به عملکرد عملیاتی نسبت به بودجه ریزی سنتی می دهد. بودجه ریزی عملیاتی با استفاده از مقیاس های واضح، هزینه کلی فعالیت را به عنوان مبنایی برای چهارچوب ستاد ه های برنامه ها و اهداف عملکرد می سنجد و ابزار ارزشمندی برای بررسی چگونگی تأثیر تغییرات در مخارج بر نتایج را تأمین می کند
6) به عنوان مبنایی برای نظام مدیریت عملکرد عمل می کند
7) اجازه می دهد برنامه ها اهداف دوجانبه داشته باشد
8) از تصمیم های آگاهانه و ملموس تر حمایت می کند. (عادل آذر ، وفایی)

مــعایب بــودجه عملیاتی :
نقطه ضعف این نوع بودجه ریزی این است که زمان بر و پرهــزینه است . شــناسایی هزینه فعالیتها فرآیندی پیچیده است و مستلزم صرف زمان و انرژی قابل ملاحظه ای است  . همچنین به دلیل ترس از استفاده از شاخص ها برای مــجازات و تنبیه پتانسیل زیادی برای ایجــاد مقاومت دارد . چالشی که در مــسیر تعریف بــودجه عملیاتی مطرح است شاخص های عملکردی است که از طریق ارتقاء سیستم های اطلاعاتی مالی و مدیریتی ، ممکـــن است  . تعیین اهداف برای خروجی های بــرنامه ، هزینه واحد و نتایج بدست آمــده از بـرنامه در بودجه عملیاتی فقط بخشی از راه حل است و مــهمتر از آن فـتراهم کردن اطلاعات معتبر و به موقع در خــصوص عملکرد بــرنامه در طول سال است .(انور جعفری  1392)
به طور کلی می توان گـفت یکی از مهمترین وجــه تمایز این شیوه ها نوع اهداف آن هاست به گونه ای که پاسخ گویی مــالی برای شـیوه ی بودجه ریــزی افزایشی اولین هدف تلقی می شود و در صورتی که هدف اصلی بودجه ریزی بــرنامه ای ، پاسخ گویی بـرنامه ای است . بودجه ریزی های عملیاتی و بر مــبنای صفر هر کدام به ترتیب کارآیی پی گیری بـرنامه های اولیت دار را مــبنای عمل خود قرار می دهند . هــمین طور نـقشآفرینان اصلی هر کدام از شیوه های بودجه ریزی نسبت به دیگری متفاوت است و اجراء دقیق هــر کدام از شیوه ها رابطه تنگاتنگی با شــناسایی دقیق نقش آفرینان اصلی دارد  .(بازگیر ، 1385 ، 1)

مراحل بودجه ریزی عملیاتی
بیان رسالت     آرمان راهبردی   هدف راهبردی    آرمان راهبردی عملیاتی    آرمان عملیاتی سالیانه      هدف عملیاتی سالیانه   شاخص عملکرد       شاخص برنامه      فعالیت        فعالیت فرعی ( وظیفه )          بودجه
برای انجام بودجه ریزی عملیاتی بطور خلاصه می توان مراحل زیر را عنوان کرد :
-1 تجدید ساختار بودجه و سازماندهی آن بر اساس برنامه های راهبردی
-2 تشریح و تصریح رابطه ساختار سازمان با بودجه های عملیاتی از بالا به پایین
-3 مرتبط ساختن فعالیتهای روزمره به بودجه بر اساس شاخصها
-4 استخراج هزینه کامل فعالیت جهت تسهیل دستیابی به اهداف
مراحل بودجه ریزی عملیاتی و ارتباط با برنامه های راهبردی از یک طرف و بودجه با فعالیتهای روزانه از طرف دیگر را می توان در قالب نمودار زیر ارائه کرد :
بیان رسالت آرمان راهبردی هدف راهبردی آرمان راهبردی عملیاتی آرمان عملیاتی سالیانه هدف عملیاتی سالیانه شاخص عملکرد شاخص برنامه فعالیت فعالیت فرعی(وظیفه ) بودجه (محمد سلیمانی آشتیانی )

الزامات بودجه عملیاتی
در رابطه با بودجه عملیاتی نکات زیر در خور توجه است:

1 - تنظیم برنامه و کنترل عملیات: مبنای برآورد هزینه در تنظیم بودجه برحسب عملیات، همان برنامه عملیاتی می باشد و در نتیجه رابطه بسیار نزدیکی بین تنظیم بودجه و اجرای بودجه ایجاد می گردد. برنامه عملیات مبنای اعتبارات به شمار می رود و با استقرار سیستم گزارش های جامع و دقیق می توان در فواصل معین (مثلا در آخر هرماه) مقدار عملیات انجام یافته را با عملیات پیش بینی شده مقایسه کرد و انحرافات نتایج عملیات از برنامه عملیات را (که مبنای برآورد هزینه و اعطای اعتبارات بوده است) مشخص نمود. بدین ترتیب تهیه برنامه عملیات و استقرار سیستم گزارش ها که لازمه تنظیم بودجه برحسب عملیات می باشد وسیله موثری به منظور کنترل عملیات، یعنی مقایسه عملیات انجام یافته با عملیات پیش بینی شده و جلوگیری از وقوع یا تکرار انحرافات محسوب می گردد و بدین جهت نظارت مرکزی مقامات عالیه یک سازمان را تسهیل می نماید.
2 - تجدید نظر و تصویب برآورد های بودجه: تنظیم بودجه برحسب عملیات موجب بهبود کیفیت و تجدیدنظر در برآورد های بودجه (مخصوصا در مرحله قانونگذاری) می گردد. تنظیم بودجه برحسب عملیات موجب می شود که مقامات قانونگذار نقش مهمی در جریان تجدیدنظر نهایی بودجه ایفا ننمایند. علت اصلی این موضوع آن است که بودجه عملیات طبق فنون و روش های خاصی تنظیم می گردد که مبتنی بر بررسی های تخصصی است، به علاوه مطالعه بودجه عملیاتی مستلزم صرف وقت و مداخله زیاد است. بدین جهت غالبا اعتبارات درخواستی سازمان های اجرایی را به همان شکل و نحوه ای که تقدیم می گردد تصویب می کند. در نتیجه تنظیم بودجه برحسب عملیات موجب می گردد که قانونگذار بدون دلیل و منطق قوی از تقلیل اعتبارات خودداری نماید. در عین حال این مساله برای اشخاصی که کنترل پارلمانی دخل و خرج مملکتی را لازمه دموکراسی می دانند طبعا نگرانی ایجاد می کند. شکی نیست که تنظیم بودجه برحسب عملیات عملا بر توان علمی قوه مجریه در تدوین بودجه و اجرای آن می افزاید.

3 - عدم تمرکز در عمل برآورد هزینه: یکی از مزایای دیگری که برای تنظیم بودجه طبق عملیات قایل می شوند، عدم تمرکزی است که ظاهرا عمل برآورد هزینه ایجاد می کند. در بودجه عملیاتی برآورد هزینه برمبنای عملیات و برنامه های مختلف سازمان انجام می گیرد و بدین جهت برآورد هزینه در مراحل اولیه توسط افرادی صورت می گیرد که نظارت مستقیم بر عملیات را به عهده دارند، مانند روسای دوایر و شعبه های سازمان، بدین ترتیب برآورد هزینه از طبقات تحتانی سازمان شروع می شود و به ترتیب سلسله مراتب اداری مورد تجدیدنظر و جرح و تعدیل مقامات بالاتر قرار می گیرد. بدیهی است این عمل در صورتی مفید است که روسای واحد های طبقات پایین سازمان مقدار هزینه را واقعا و از روی صداقت بر مبنای عملیات برآورد نمایند والا چنانچه واحد های نامبرده ابتدا اعتبارات خود را برحسب تعداد کارمندان و وسایل و ملزومات و غیره در نظر بگیرند و بعد برنامه عملیات را طوری تنظیم و هزینه عملیات را به نحوی برآورد کنند که اعتبارات پیشنهادی ایشان را صرف نظر از مخارج واقعی عملیات توجیه نماید، در این صورت تنظیم بودجه برحسب عملیات نتایج مطلوب را به دست نخواهد داد.نخستین شرط در تنظیم و تدوین بودجه برحسب عملیات، طبقه بندی عملیاتی است که سازمان های دولتی انجام می دهند. کلیه عملیات مشابهی که برای اجرای هدفی خاص لازم است، باید تحت عنوان یک برنامه مجتمع، مسوولیت اجرای آن به عهده سازمان واحدی واگذار گردد. در شرایط کنونی بسیاری از عملیات مشابه که هدف واحدی دارند توسط دستگاه های مختلف دولتی اجرا می گردند. حتی تقسیم کار بین دوایر و ادارات یک سازمان به نحوی است که از تکرار و اشتراک وظایف جلوگیری به عمل نمی آید، در نتیجه حدود مسوولیت و جوابگویی موسسات دولتی به دقت معلوم نیست و تعیین هزینه عملیاتی که هدف واحدی را در بر دارند میسر نمی باشد. بنابراین شرط اولیه، اجرای نظریه جدید، برآورد هزینه به تفکیک برنامه ها و عملیات سازمان های دولتی است و برای این منظور کلیه عملیات مشابهی که برای اجرای هدف واحدی اجرا می گردند، باید جمعا در یک واحد سازمانی متمرکز شوند و از موازی کاری و انجام یک فعالیت مشابه در دستگاه های متعدد اجتناب شود.

عناصر کلیدی در بودجه عملیاتی

عناصر کلیدی بودجه ریزی عملیاتی را می توان به طور خلاصه به صورت زیر بیان نمود:

1 - اهداف قابل سنجش 2- استراتژی ها 3- برنامه های عملیاتی 4- معیارهای سنجش عملکرد     5- اولویت بندی و تخصیص منابع 6- جمع آوری و پایش نتایج 7- ارزش یابی، بازنگری، ارزیابی و گزارش نتایج (بهمن بازگیر )

سیر مراحل بودجه ریزی عملیاتی در ایران
سابقه ی پاسخ خواهی و طلب بودجه در ایران به زمان مشروطیت برمی گردد. اولین بودجه ی تاریخ ایران در زمان وزارت صنی عالدوله ) 1289 شمسی( در دور هی دوم قانون گذاری تهیه و تقدیم مجلس شد. از سال 1380 در احکام مندرج در قوانین بودجه ی سالانه دولت مکلف به انجام اقدامات لازم برای اصلاح نظام بودجه ریزی شده است که یکی از محورهای اساسی این اصلاح، تهیه و تنظیم بودجه به روش عملیاتی است.
در جهت استقرار سیستم آمارهای مالی دولت طبقه بندی های بودجه ای از بودجه سال 81 به بعد تغییرات اساسی پیدا کرد.
به گونه ای که مفاهیم اساسی بودجه ریزی مانند درآمد و هزینه متفاوت از مفهوم آن در بودجه ی سال های گذشته شد. درآمد در بودجه ی 81 برخلا ف سال های گذشته که شامل وجوه حاصل از فروش و واگذاری دارایی ها و سرمایهها از قبیل نفت و گاز و معادن میشد، صرفاً شامل آن دسته از دادوستدهای بخش دولتی بود که ارزش خالص را افزایش م یداد و وجوه حاصل از فروش دارای یها و سرمایه تحت عنوان واگذاری دارایی های سرمایه ای طبقه بندی شده بود. مفهوم هزینه هم که در گذشته به انواع پرداخت هایی اطلاق م ی شد که بهطور قطعی در وجه ذ ینفع در ازای تعهد یا تحت عنوان کمک، انجام میشد، درحال حاضر آن دسته از دادوستدهای بخش دولتی است که ارزش خالص را کاهش می دهد.
در نتیجه پرداخت های بابت خرید و ساخت دارایی ثابت و موجودی انبار به جای هزینه تحت عنوان تملک دارایی سرمای ه ای منظور میشود. به استناد مواد 138 و 144 قانون برنامه ی چهارم توسعه، دولت موظف شده تا پایان سال دوم این برنامه ضمن بازنگری در فرآیند نظام بودج هریزی کلیه ی الزامات و راه کارهای قانونی و ساختاری مورد نیاز را به گونه ای فراهم کند که نظام بودج هریزی مبتنی بر عملکرد، استقرار یافته و توسعه یابد.
مشکلات بودجه ریزی عملیاتی در ایران و برخی راهکارها در ایران بودجه ریزی عملیاتی ب هراحتی قابل اجرا نیست چرا که اشکالات بودج هنویسی در ایران مجموعه ی نظام اداری، اجرایی و تصمیم گیری کشور را دربرم یگیرد. تصمی مگیری بودجه توسط دو قوه قابل تجزیه و تحلیل است. ابتدا در نتایج باید در طول اجرای پروژه یا برنامه و حتی بعد از تکمیل آن فعال باشد.
تنظیم و ارزشیابی، با جریان مستمر اطلاعات و بازخورد، در هر مرحله از طراحی تا اجرا و بهر هبرداری دارای ارزش افزوده است. اطلاع خاص نیز در هر سطح متفاوت خواهد بود، پیچیدگی جمع آوری اطلاعات متفاوت خواهد بود، حساسیت سیاسی در مورد جمع آوری اطلاعاتی ممکن است تغ ییر کند و همچنین موارد استفاده از اطلاعات نیز ممکن است از کی سطح به سطح دیگر تغ ییر کند. اجرای نظام کنترل و ارزشیابی در سطوح مختلف جغرافیایی، منطقه ای، ناحی های و ملی امکان پذیر است. بنابراین هم در ارتباط با سطوح پیچیدگی اداری )پروژه - برنامه - سیاست( یا جغرافیایی این نظام کاربرد دارد، اگرچه ممکن است مشابه نباشد و شاخص های عملکرد متفاوتی داشته باشد.
شایان توجه است که اجرای نظام کنترل و ارزشیابی، جریان مستمری از اطلاعات را ایجاد میک‌ند که هم در درون بخش دولتی و هم در بیرون آن کاربرد دارد. کاربرد داخلی آن مربوط به استفاده از اطلاعات حاصل از نظام کنترل و ارزشیابی به عنوان ابزار مدیریت
در سطح بخش دولتی برای دستیابی به نتایج و تحقق هدف های خاص می باشد. اطلاعات در زمینه پیشرفت، مشکلات و عملکرد نقشی کلیدی برای مدیران در دستیابی به نتایج دارد. به همین ترتیب، اطلاعات حاصل از نظام کنترل و ارزشیابی برای کسانی که در خارج از بخش دولتی هستند و در انتظار نتایج، مشاهده اثرات ناشی از فعالیت های دولت و امیدوار به اعتماد به دولت برای ایجاد زندگی بهتر برای شهروندان می باشند نیز مهم است.
همچنین نظام کنترل و ارزشیابی در تفکر و آشکار نمودن آرمان ها و هدف ها موثر است. با این وجود دول تها و مردم از این نظام م یتوانند برای تدوین و توجیه پیشنهادهای بودجه ای نیز استفاد ه کنند. برخلاف نظام سنتی اجرا - محور، نظام کنترل و ارزشیابی مبتنی بر نتیجه توجه را به نتایج با اهمیت از نظر سازمان و مخاطبین داخلی و خارجی آن معطوف می سازد.
مجلس شورای اسلامی و بعد در قوه مجریه. از یک سو دولت خود را ملزم به اختصاص اعتبارات بیشتر م یداند و بایستی به عموم مردم پاس خگو باشد و از سوی دیگر نمایندگان مجلس با توجه به اینکه مصالح مملکتی را در نظر می گیرند بایستی پاسخگوی نیازهای منطقه ای باشند.
اجرای نظام بودجه ریزی عملیاتی مشروط به این است که دستگاه های اجرایی دارای چشم انداز و برنامه ی مدون درازمدت باشند وبرنامه ی اجرایی آ نها به صورت عملیاتی تنظیم شود. برای تدوین یک نظام بودج هریزی عملیاتی در ایران ابتدا باید سیستم حسابداری نقدی به حسابداری تعهدی تغییر پیدا کند که این موضوع خود نیازمند ایجاد بستر و شرایط مناسب توسط بدنه ی مالی کشور است. از دیگر مشکلاتی که وجود دارد این است که بودجه هم انعطا فناپذیر است و هم بی ثبات. دول تها نیز استراتژی و هدف مشخصی برای هزینه کردن منابع اصلی درآمد ندارند و همچنین اطلاعات آماری مورد نیاز نیز در دسترس نیست.
همچنین در کشور ما برنام هریزی در مرحله ی اجرا با مشکلات بسیاری مواجه است که یکی از دلایل آن وجود فاصله بین نظام تصمیم گیری و کارشناسی است. تا زمانی که این گسستگی وجود داشته باشد، نظام تصمی مگیری بدون توجه به الزامات اجرایی، قوانینی را به تصویب می رساند که در مرحله ی اجرا با مشکل مواجه می شود. در بسیاری موارد کارشناسان بودجه دستگاه های اجرایی شاهد بوده اند که به نظرات و آمار و ارقام پی شبینی شده توسط آنان توجهی نمی شود و در نتیجه دستگا ههای مختلف همواره به متولیان بودجه ریز به جای اینکه به عنوان بازوی مشورتی و هدایت کننده نگاه کنند، مانند مانعی محکم در راه تحقق اهداف شان برای رسیدن به برنامه نگاه می کنند. از دیگر چالش ها عدم تولید و اشاعه ی دانش بودجه ریزی و برنامه ریزی در کشور است ب هگون های که در کشور بیش از اینکه متخصص بودجه ریزی داشته باشیم، تقسی مکنند هی بودجه داریم. بودجه ریزی عملیاتی مستلزم برخورداری از تخصص های جدید است. تحولاتب ودجه ریزیب را ساسب رنامه های کوتاه مدت در جهان به ما می گوید
اگر قرار است مدیر اجرایی پاسخ گوی عملکردش باشد پس ضروری است که اختیار عمل را به او داده و او نهادهای مورد نظرش را انتخاب کند.
از دهه ی 1330 که ایران به طرف برنامه ریزی توسع هگرا حرکت کرد، گرایش برنامه ریزان به طرف رسیدن به اهداف برنامه بود و تلاش می شد که هزینه ی اجرای برنامه از را ههای مختلف تامین گردد و اگر کمبود منابع وجود داشت فرض بر این بود که کارهایی که اولویت کم تری دارند در دسترسی به اهداف برنامه حذف شوند. برای تخصیص منابع به اولویت ها، لازم است که اهداف برنامه ی 20 ساله که همان اولویت های کشور است به گونه ای آشکار و ملموس روشن شود. مثلاً برقراری امنیت از جمله وظایف حاکمیتی دولت است که در نظام بودج هریزی عملیاتی ابتدا باید شاخ صهای کمی مربوط به آن مشخص شوند تا قیمت تمام شده ی محصول را بتوان محاسبه کرد. در مرحله ی بعد نیز باید نهاده های مورد نیاز برای به دست آوردن محصول مورد نظر کمّی شود.
همچنین طراحی الگوی برنامه ریزی برای کشور ایران و بودجه ریزی در راستای اهداف برنامه به نهادی نیاز پیدا م یکند که همزمان نکات زیر را سامان دهد:
-1 برقراری انضباط مالی دولت
-2 تخصیص منابع به اولویت ها
-3 ایجاد کارایی عملیات انضباط مالی بستگی تام به بودجه ریزی دارد و بعد از اجرای بودجه در هر سال باید دیوان محاسبات و تفویض بودجه دقیقاً اعلام کند پی شبینی درآمد و برآورد هزینه چ هقدر صحیح بوده و دخل و خرج کشور از این پی شبینی و برآورد چه تصویری به ما نشان م یدهد. ای نکه در ابتدای سال دستگا هها اعلام کسری کنند و همان را به عنوان کسری بپذیریم، ساده اندیشی در اداره اقتصاد و برنامه ریزی کشور است. از دیگر راهکارها افزایش کنترل است. کنترل مبتنی بر نتایج فرآیند مستمر جم عآوری و تحلیل اطلاعات برای مقایسه ی عملکرد طرح ها، برنام هها و سیاست ها با نتایج مورد انتظاراست.  (دکتر سعید سعیدا اردکانی و همکاران)

الگوی پیشنهادی برای بودجه ریزی عملیاتی دستگاه های اجرایی در ایران
این روش ترکیبی از دو روش زیر می باشد:
-1 بودجه ریزی بر مبنای فعالیت
-2 بودجه ریزی بر اساس عملکرد
در این روش بر اساس هدف گذاری سالانه خدمات در دست ههای نوع و حجم فعالیتها تعیین م یشود. براساس نوع و حجم فعالیتها، نوع و حجم منابع مصرفی نیز برآورد می شود. مجموع هزینۀ منابع مصرفی، بودجۀ سال بعد را بر اساس روش بودجه بندی بر مبنای فعالیت نشان می دهد. تعدیل دیگری در این ارقام بر اساس هدفهای مورد نظر و امکان بهبود فعالیتها انجام می شود. در صورتی که دستگاه در سالهای قبل نتوانسته است حجم فعالیت مورد نظر را انجام دهد، از حجم خدمات هدف گذاری شده کاسته می شود و مبلغ کل بودجه کاهش می یابد. در صورتی که دستگاه مدعی انجام حجم بیشتری از عملیات یا بهبود در فرآیندهای اجرایی است
باید مستندات لازم را ارائه نماید.

مرور پژوهش های پیشین

با گذشت چندین سال از اجرای نظام بودجه ریزی عملیاتی در کشورهای پیشر و در این زمینه، به ویژه ایالت متحده آمریکا، پژوهش ها و تجربه های متعدد نشان داده است که این کشور و ایالت ها و سازمان های آن و سایر کشورها به همه نتایج مورد انتظار از اجرای بودج هریزی عملیاتی دست نیافته اند و اجرای بودجه ریزی عملیاتی در کشورهای مذکور، اثربخش نبوده اس ت. در ادامه، نتایج برخی از پژوهش ها در این زمینه بیان می شود.
اولین مجموعه از پژوهش ها درباره بودجه ریزی عملیاتی را ماتیو آندریوس  همراه با همکارش هرب هیل  در دانشگاه ویرجینیا با عنوان "تأثیر سیستم بودجه ریزی سنتی بر اثربخشی سیستم بودجه ریزی عملیاتی: نگاهی متفاوت به یافته های جدید " انجام دادند
. در سال 2004 نیز آندریوس در پژوهشی با عنوان "توانایی، اختیار، مقبولیت در اتخاذ بودجه ریزی عملیاتی" سه عامل مؤثر بربه بررسی چگونگی اجرای نظام بودجه ریزی عملیاتی در ایالت های کشور آمریکا و کشف عوامل مؤثر در اجرای نظام مذکور پرداخته اند (گیلمور، 2006 .. کلاس و دوگرتی 1 نیز در پژوهشی با عنوان "تأثیر بودجه ریزی عملیاتی بر درآمدهای ایالت ها" چگونگی اجرای بودج هریزی عملیاتی و آثار مثبت و منفی آن در ایالت ها را مورد بررسی قرار دادند (کلاس و دوگرتی، 2008 ). مارک رابینسون و دونکان
لست در پژوهشی با عنوان "یک مدل پایه ای برای بودجه ریزی عملیاتی" مدل چندجانبه ای را برای اجرای اثربخش بودجه ریزی عملیاتی تدوین کردند ،رابینسون و لست، (2009. شایان ذکر است که دو رساله دکترا نیز در این زمینه وجود دارد که در هر دو، عوامل مؤثر بر اثربخشی بودجه ریزی عملیاتی. عوامل مرتبط با اجرای بودجه ریزی عملیاتی با توجه به تجربیات کشورهای در حال توسعه عدم پایداری در فضای اقتصادی جامعه می تواند اجرای سیستم بودجه ریزی عملیاتی را با شکست مواجه کند. (عادل آذرامیر وفایی)

مشکلات پیاده سازی بودجه ریزی عملیاتی در سازمانهای دولتی
پرورش مدیران کارآمد و لایق نقشبسیار اساسی در فرایند بودجه ریزی عملیاتی ایفا می کند . در این شیوه اختیارات مدیران دستگاههای اجرائی و ایجاد بستر عملیاتی مطمئن و عاری از ریسک و ظرفیت سازی مدیریتی متغیرهای کلیدی محسوب می شوند .
بهبود مدیریتدر واقع پیششرط اصلاحات بودجه ای استو باید دستگاههای اجرائی قابلیت های لازم را در درون سازمان خود به منظور ارزیابی دقیق فرایندهای تخصصی منابع در درون دستگاههای اجرایی و ساختارهای مدیریتی به وجود آورند ، هدف از این کار باید افزایش توانائی دستگاههای مصرف کننده بودجه دریافتن کم هزینه ترین و مقرون به صرفه ترین راه برای انجام وظایف محوله و تخصیص منابع صرفه جوئی شده به فعالیتهای مفید دیگر باشد .
مهمترین شاخص هایی که مربوط به عوامل مدیریتی بوده و باعث ایجاد موانع در پیاده سازی بودجه بندی عملیاتی گردیده است عبارتند از :
-1 شاخص های محیطی (عوامل سیاسی ، پشتیبانی دولتاز بودجه و الزاماتقانونی و( ...
-2 شاخص های فنی و فرایندی) برنامه ریزی استراتژی، تعیین شاخص در بودجه بندی،اعتبار شاخص دربودجه بندی (
-3 منابع انسانی(آموزش ، شرایط احراز مشاغل ، نظام حقوق و مزایای مناسب ، نظام تشویق و تنبیه مناسب و …)
(محمد سلیمانی آشتیانی)

اهمیت و نقش حسابداری بهای تمام شده در بودجه ریزی عملیاتی
برای افزایش کارآیی فعالیتهای تولیدی و غیر تولیدی می توان از روشهای حسابداری بهای تمام شده استفاده نمود. حسابداری بهای تمام شده انجام وظایف زیر را به عهده دارد:
الف( یاری و مشارکت در ایجاد و اجراء برنامه ها و بودجه ها
ب( تعیین بهای تمام شده محصولات طراحی الگوی بودجه ریزی عملیاتی دستگاه های اجرایی کشور
ج( فراهم نمودن اطلاعاتی جهت مدیریت به منظور تصمی مگیری نسبت به انتخاب یک راه حل از میان چندین راه حل موجود
د( تعیین بهای تمام شده محصولات و خدمات
ه( برقراری روشها و شیوه هایی که اعمال کنترل را میسر ساخته و در صورت امکان باعث کاهش هزین هها گردد
و( کمک در تعیین قیمت فروش و روش قیمت گذاری
ز( تعیین ارزش موجودیها به منظور هزین هیابی و کنترل مقادیر عینی موجودیها در فرصتهای مناسب (دکتر سعید صفری، داوود غلامرضایی )

یش نیاز بودجه ریزی عملیاتی، حسابداری تعهدی است
مهمترین برنامه مالی و صورت دخل و خرج هر دولت، برنامه ای تحت عنوان بودجه سالیانه است بودجه ریزی عملیاتی در واقع یکی از رویکردهای اثربخش در نظام بودجه ریزی است که بر مبنای قیمت تمام شده خروجی ها تعریف می شود و یکی از مهمترین پیش نیازهای قیمت تمام شده، حسابداری تعهدی است.
حسابداری تعهدی برای تعیین بهای تمام شده و هزینه های واقعی اجرای برنامه ها، عملیات و فعالیت های دستگاه های اجرایی در قالب اعتبارات مصوب ضروری  است. همچنین  کنترل دقیق درآمدها و سایر منابع تامین اعتبار و هزینه ها و سایر پرداختهای حسابهای مستقل در صورتی میسر خواهد بود که از مبنای تعهدی استفاده شود.
مبنای تعهدی گزارش های مالی صحیح تر، دقیق تر و جامع تری جهت نظارت بر عملکرد سازمانهای دولتی و ارزیابی آنها در اختیار قوه مقننه، دولت  و سایر مراجع قانونی و عموم مردم قرارداده ونیز مبنای صحیح جهت برنامه ریزی و تصمیم گیری دراختیار مدیران قرار می دهد.
در حسابداری نقدی به دلیل عدم ثبت تعهدات مالی اعم از دریافتی و پرداختی و نیز عدم محاسبه، هزینه استهلاک هر دوره مالی به عنوان هزینه همان دوره ودر نتیجه  عدم امکان احصاء قیمت تمام شده و نهایتا اجرای بودجه ریزی بر مبنای عملکرد امکان پذیر نخواهد بود.
از معایب این روش این است که نمی توان تشخیص داد چه فعالیتی می بایست انجام و چه مقدار هزینه در بر دارد و شاهد یک نظام بودجه ریزی  خواهیم بود که صرفه جوئی قابل توجه در منابع کشوربه عمل نیامده و عدالت اجتمائی نیز مشهود نبوده و کندی توسعه اقتصادی  کاملا محرز است.
از دریافتی و پرداختی و عدم محاسبه، هزینه استهلاک هر دوره مالی به عنوان هزینه همان دوره و در نتیجه  عدم امکان احصاء قیمت تمام شده و درنتیجه  اجرای بودجه ریزی بر مبنای عملکرد امکان پذیر نخواهد بود. از معایب این روش این است که نمی توان تشخیص داد چه فعالیتی می باید انجام و چه مقدار هزینه دربر دارد و شاهد یک  نظام بودجه ریزی  خواهیم بود که صرفه جوئی قابل توجه در منابع کشور به عمل نیامده و عدالت اجتمائی نیز مشهود نبوده  و کندی توسعه اقتصادی کاملا محرز است
نقش مجلس شورای اسلامی در ارائه خدمات کشوری مبنی بر بودجه بندی عملیاتی با توجه به ماده20 قانون برنامه پنجم توسعه و ماده 16 قانون :
بودجه در شرایط فعلی هزینه ای است، عنوان فعالیتی نوشته وجلوی آن مبلغی ثبت می شود. اما برای چه کاری، چه کمیتی، چه موضوعاتی و چه  قیمتی در مناطق مختلف با چه هزینه تمام شده ای،  اصلا مشخص نمی باشد.
خوشبختانه تمام ظرفیتهای قانونی  جهت اجرای نمودن بودجه ریزی عملیاتی کاملا مهیاست. ( الزامات قانونی برنامه چهارم و پنجم توسعه و قانون مدیریت خدمات کشوری)که کلیه دستگاه های اجرایی را الزام به تعیین قیمت تمام شده فعالیتها و تعیین شاخصهای هدفمند و نتیجه گرا و استانداردهای کیفی خدمات و پیش بینی ساز و کارهای نظارتی برای کنترل کمیت و کیفیت خدمات ارائه شده و نیز نظارت بیشتر در خصوص احصا قیمت تمام شده و اصلاح نظام حسابداری پرداخت مبتنی بر عملکرد کرده است.
ما نیز با استفاده از قوانین موجود و در صورت لزوم  وضع قوانین جدید و نظارت بهتر و جدی تر، از طریق مراجع نظارتی از جمله دیوان محاسبات بر نحوه اجرائی کردن این مهم در بخش دولتی تاکید و مبادرت خواهیم داشت.
به هر حال، اگر بخواهیم بیش از حد فعلی رشد و توسعه پیدا کنیم نمی توانیم این راه را نپیماییم چرا که این نحوه کارکردن، نحوه بودجه ریزی و نحوه نظارت به هیچ وجه عقلائی، منطقی واستاندارد نیست. (دکتر غلامرضا تاجگردون)

جایگاه بودجه‌ریزی عملیاتی در لایحه برنامه پنجم توسعه

بودجه‌ریزی عملیاتی به عنوان یکی از شیوه‌های جایگزین بودجه‌ریزی سنتی همیشه مد نظر تصمیم‌گیران عرصه مالی کشورها بوده است و در ایران نیز تأکید بر این موضوع از قانون بودجه 1382 شروع شد و در برنامه چهارم توسعه نیز الزاماتی در خصوص آن مد نظر قرار گرفت و در نهایت در بند «32» سیاست‌های کلی برنامه پنجم مورد تأکید مجدد قرار گرفته است . به رغم تصویب «قانون مدیریت خدمات کشوری» و «قانون اصلاح موادی از قانون برنامه چهارم توسعه و اجرای سیاست‌‌های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی» تلاش‌های صورت گرفته در سال های  اخیر  زمینه های مناسبی را برای  استقرار  این راهبرد فراهم کرده است  امام هنوز چالش های اساسی و جدی فرا روی آن مشاهده می شود  که از آن جمله  می توان به موارد زیر اشاره داشت:
-        محدود کردن بودجه‌ریزی عملیاتی به سیستم حسابداری قیمت تمام شده،
-         فراهم نشدن زمینه‌های قانونی اعطای اختیارات مالی به مدیران،
-         عدم تعریف شاخص‌های قابل اندازه گیری  و مطوئن برای سنجش عملکردی،
-         عدم وجود سازمانی مقتدر در حوزه  تامین مالی در سطح کشور که قدرت لازم برای استقرار این راهبرد را داشته باشد.
-        اقتصاد تک محصولی و وابسته به نفت
شرط لازم برای اجرای سیستم بودجه‌ریزی عملیاتی در طول برنامه پنجم تشکیل کمیته بودجه‌ریزی عملیاتی با وظایف ذیل عنوان شده است:
-        بازبینی راهبردهای وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های اصلی طبق الزامات «قانون مدیریت خدمات کشوری» و «قانون اصلاح موادی از قانون برنامه چهارم توسعه و اجرای سیاست‌های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی».
-         احصای تغییر قوانین مغایر با شیوه بودجه‌ریزی عملیاتی از طریق قوه مقننه،
-         استخراج شاخص‌های عملکردی در سطوح مختلف و استقرار سیستم حسابداری قیمت تمام شده
-        لزوم اصلاح و بازنگری قوانین مالی و محاسباتی کشور با هدف اجرای بودجه ریزی عملیاتی و نظام نوین مالی
-        لزوم تدوین نقشه جامع پولی کشور برای نظام دولتی کشور
-        تغییر نگاه مدیران فردا و توجه به مسائل اقتصادی
-        لزوم آغاز  اجرای حسابداری تعهدی به جای حسابداری نقدی
-        تعریف جریان شفاف اطلاعات مالی از پائین به بالا

برای موفقیت در اجرای این راهبرد  توجه به انجام اقدامات زیر ضروری است:

-        نیاز به تعاریف جدید بر حسب شرایط موجود
-        تعریف هدف بنیادی
-        شفافیت مسئولیت و اختیار ها
-        مسئولیت پاسخگویی مالی نظیر  کنترل بودجه مصوب سالانه و رعایت قوانین و مقررات دستگاه های اجرایی
-        وجود مبنایی برای شناسایی درآمدها
-        کنترل عملیات جریان پولی
-        وجود سیستمهای مکانیزه و تکنولوژی اطلاعات
-        ایجاد وحدت رویه مالی در دستگاه های اصلی و اجرایی
-        الزام در ثبت کلیه دریافت و پرداخت های دستگاه های اجرایی در سیستم خزانه داری کل کشور
-        ثبت انتقالات اموال در حسابهای دستگاه
-        ثبت استهلاک اموال دولتی در حسابهای دستگاه
-        لزوم تعریف مالی تشکیلات متناسب در راستای نظارت صحیح مالی
-        ایجاد وحدت رویه در مورد اعمال نظارت قبل از خرج
-        برقراری یک نظام نظارت مالی صحیح در راستای استفاده درست از منابع مالی
-        افزایش مسئولیت پاسخگویی نظام نظارت مالی
-        نظارت عملیاتی بر اجرای برنامه ها و فعالیت ها
-        وجود احکام بنیادی در مورد نظام حسابداری
-        وجود استانداردهای مالی و محاسباتی
-        غیر متمرکز نمودن سیستم نظارت مالی  مستقر در دارایی
-        استخراج قیمت تمام شده خدمات
-        کنترل عملیات جریان پولی

-        الزام به تهیه گزارش های مالی جامع سالانه (رسول حسن زاده )

بودجه ریزی عملیاتی نیاز توسعه
در چندسال اخیر اصطلاح بودجه ریزی عملیاتی را هرازگاهی از رسانه ها شنیده ایم و ردپای آن را نیز می توان در مواد ۱۳۸-۱۴۴ قانون برنامه چهارم دنبال کرد. به گفته عضو کمیسیون برنامه و بودجه، در بودجه سال ۸۶ به عنوان نخستین سالهای تجربه بودجه ریزی عملیاتی شاهد ۱۰ درصد پیشرفت کار بودیم. تجربه استقرار نظام بودجه ریزی عملیاتی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه حاکی از صرفه جویی هایی بین ۳ تا ۲۰ درصد، با اجرای این نوع بودجه نویسی است. در گزارش زیر به بررسی زوایای مختلف بودجه ریزی عملیاتی پرداخته شده است.
بسیاری از کشورهای درحال توسعه از نظام بودجه ریزی کشورهایی نظیر انگلیس و فرانسه و همچنین نظام بودجه ریزی کشورهای آمریکای لاتین (که مخلوطی از نظام بودجه ریزی فرانسه و انگلیس است) استفاده می کنند.
اصلاحات روش های بودجه بندی در اوایل قرن نوزدهم میلادی عمدتاً به منظور افزایش توان حسابدهی حکومتهای پیرو دموکراسی اجتماعی و با اعمال کنترل بیشتر در رژیم های شبه پادشاهی اعمال می شد.
توجه قانون گذاران بتدریج از مالیات بندی به تخصیص هزینه های عمومی معطوف شد کوششهای اولیه در کشور انگلستان انجام گرفت چندی بعد نیز وظایف حسابداری و حسابرسی ضروری تشخیص داده شد و دستگاه های خاصی دراین زمینه مشغول به کار شدند.
نظام بودجه ریزی فرانسوی با درج تمرکز بیشتری توسعه یافت. واحد خزانه داری دارای تمامی مسئولیت امور مربوط به نظارت، ممیزی، بازرسی راهنمایی های مستقیم و غیرمستقیم و تهیه ضوابط و مقررات بود.
رکود اقتصادی سالهای ۱۹۳۰ منجر به مجموعه مشکلات جدیدی شد. برای مواجهه با مشکل برقراری تراز بودجه، اصلاحاتی در جهت ایجاد نظام بودجه دوگانه به عمل آمد و هزینه های جاری و سرمایه ای تفکیک شد. ایجاد بودجه سرمایه ای تأثیر بسزایی در ساختار بودجه برای سالیان متمادی داشت.
اصلاحات بودجه ای در دهه ۱۹۵۰ دو وجه متمایز داشت. در کشورهای صنعتی، توجه بیشتر به سوی کاهش کنترلهای قانونی معطوف شد. درحالی که در کشورهای درحال توسعه، بودجه به عنوان عاملی برای به حرکت درآوردن برنامه های توسعه و به حداقل رساندن تفاوتهای نهادی بین دستگاههای مالی سنتی و دستگاههای برنامه ریزی سازمان یافته، موردتأکید قرارگرفت.
کاهش کنترلهای قانونی نهایتاً منجر به ایجاد نظام بودجه ریزی عملیاتی شد. این نظام بعد جدیدی به ابعاد سنتی بودجه (صرفه جویی و کارایی) اضافه کرد. نظام بودجه بندی عملیاتی بین کارایی و اثربخشی تمایز قائل می شود.
کارایی با استفاده مفید از منابع ارتباط دارد، در حالی که اثربخشی با عملکرد مرتبط است. در بودجه بندی عملیاتی، طبقه بندی عملیات به نحوی است که شفاف تر بیان می شود، ارزیابی بودجه سهل تر بوده و در روش هزینه بندی آن ارتباط بین نهاده و ستانده موردنظر قرار می گیرد.
بودجه ریزی عملیاتی روشی است که براساس وظایف عملیات و پروژه هایی که هر سازمان تصدی آن را به عهده دارد تنظیم می شود.
استفاده از بودجه بندی عملیاتی، نخستین بار به وسیله کمیسیون اول هوور first Hoover در سال ۱۹۴۹ پیشنهاد شد.
در پاسخ به این پیشنهاد کنگره آمریکا در اصلاحیه قانون امنیت ملی سال ۱۹۴۹ توصیه کرد، بودجه عملیاتی در ارتش مورداستفاده قرارگیرد.
* در دهه ۱۹۶۰ کمیسیون «گلاسکو» در کانادا، نیز بحث بودجه عملیاتی را مجدداً مطرح کرد. اما به کارگیری جدی این روش برای بودجه بندی از سالهای ۱۹۹۰ در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه گسترش یافته است.
در ایران نیز در برنامه چهارم توسعه ماده ۱۴۴قانون برنامه چهارم برایجاد سازوکارهایی در جهت عملیاتی کردن بودجه و حسابداری عملیاتی تأکید دارد تا بدین طریق قیمت تمام شده مبنای کار در تنظیم بودجه های سالیانه قرارگیرد. همچنین ماده ۱۳۸ قانون برنامه چهارم نیز بر فراهم کردن سازوکارهای بلندمدت برای این منظور تأکید کرده است. اجرای این مواد از قانون برنامه چهارم توسعه می تواند منشأ تحول در نظام بودجه ریزی باشد که علاوه بر افزایش کارایی، نظام حسابدهی نیز مدنظر قرارگیرد.
هدف غایی بودجه ریزی عملیاتی کمک به اتخاذ تصمیمات عقلایی درباره تخصیص و تعهد منابع دولت براساس نتایج قابل سنجش است. مهمترین اهداف بودجه ریزی عملیاتی به شرح زیر است:
۱- ارائه مبنای صحیح برای اتخاذ تصمیم درباره تخصیص منابع   ۲- تمرکز فرایند تصمیم گیری روی مهمترین مسائل و چالش هایی که دستگاه با آن مواجه است   ۳- ارائه بهترین ابزارهای ممکن براساس نتایج (نه فقط براساس داده ها و ستانده ها)   ۴- ارائه مشوق هایی برای مدیریت و همچنین پاسخگویی بیشتر
در بودجه ریزی عملیاتی - علاوه بر تفکیک اعتبارات به وظایف، برنامه ها، فعالیت ها و طرح ها حجم عملیات و هزینه های اجرای عملیات دولت و دستگاههای دولتی براساس روشهای علمی مانند حسابداری قیمت تمام شده و روش اندازه گیری کار، محاسبه و اندازه گیری می شوند. ارقام پیش بینی شده در بودجه عملیاتی باید مستند به تجزیه و تحلیل تفصیلی برنامه ها، عملیات و نیز قیمت تمام شده آنها باشد.
در نظام فعلی بودجه ریزی کشور که فرایندی از بالا به پایین است قدرت چانه زنی مسئولان و مدیران اجرایی با برنامه ریزان سازمان مدیریت و برنامه ریزی در گرفتن اعتبارات عمرانی بیشتر و گنجاندن آن در لایحه بودجه نقش پررنگ و بسیار مهمی دارد. همین مسأله موجب ایجاد شکاف در توسعه منطقه ای شده است.
درمرحله اجرای بودجه نیز مهم ترین وظیفه دولت اصلاح نظام مالی از نظام مالی جاری به نظام مالی تعهدی است.(داوود منصوریان ).

بودجه ریزی عملیاتی نیاز توسعه
در چندسال اخیر اصطلاح بودجه ریزی عملیاتی را هرازگاهی از رسانه ها شنیده ایم و ردپای آن را نیز می توان در مواد ۱۳۸-۱۴۴ قانون برنامه چهارم دنبال کرد. به گفته عضو کمیسیون برنامه و بودجه، در بودجه سال ۸۶ به عنوان نخستین سالهای تجربه بودجه ریزی عملیاتی شاهد ۱۰ درصد پیشرفت کار بودیم. تجربه استقرار نظام بودجه ریزی عملیاتی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه حاکی از صرفه جویی هایی بین ۳ تا ۲۰ درصد، با اجرای این نوع بودجه نویسی است. در گزارش زیر به بررسی زوایای مختلف بودجه ریزی عملیاتی پرداخته شده است.
بسیاری از کشورهای درحال توسعه از نظام بودجه ریزی کشورهایی نظیر انگلیس و فرانسه و همچنین نظام بودجه ریزی کشورهای آمریکای لاتین (که مخلوطی از نظام بودجه ریزی فرانسه و انگلیس است) استفاده می کنند.
* اصلاحات روش های بودجه بندی در اوایل قرن نوزدهم میلادی عمدتاً به منظور افزایش توان حسابدهی حکومتهای پیرو دموکراسی اجتماعی و با اعمال کنترل بیشتر در رژیم های شبه پادشاهی اعمال می شد.
توجه قانون گذاران بتدریج از مالیات بندی به تخصیص هزینه های عمومی معطوف شد کوششهای اولیه در کشور انگلستان انجام گرفت چندی بعد نیز وظایف حسابداری و حسابرسی ضروری تشخیص داده شد و دستگاه های خاصی دراین زمینه مشغول به کار شدند.
نظام بودجه ریزی فرانسوی با درج تمرکز بیشتری توسعه یافت. واحد خزانه داری دارای تمامی مسئولیت امور مربوط به نظارت، ممیزی، بازرسی راهنمایی های مستقیم و غیرمستقیم و تهیه ضوابط و مقررات بود.
رکود اقتصادی سالهای ۱۹۳۰ منجر به مجموعه مشکلات جدیدی شد. برای مواجهه با مشکل برقراری تراز بودجه، اصلاحاتی در جهت ایجاد نظام بودجه دوگانه به عمل آمد و هزینه های جاری و سرمایه ای تفکیک شد. ایجاد بودجه سرمایه ای تأثیر بسزایی در ساختار بودجه برای سالیان متمادی داشت.
* اصلاحات بودجه ای در دهه ۱۹۵۰ دو وجه متمایز داشت. در کشورهای صنعتی، توجه بیشتر به سوی کاهش کنترلهای قانونی معطوف شد. درحالی که در کشورهای درحال توسعه، بودجه به عنوان عاملی برای به حرکت درآوردن برنامه های توسعه و به حداقل رساندن تفاوتهای نهادی بین دستگاههای مالی سنتی و دستگاههای برنامه ریزی سازمان یافته، موردتأکید قرارگرفت.
کاهش کنترلهای قانونی نهایتاً منجر به ایجاد نظام بودجه ریزی عملیاتی شد. این نظام بعد جدیدی به ابعاد سنتی بودجه (صرفه جویی و کارایی) اضافه کرد. نظام بودجه بندی عملیاتی بین کارایی و اثربخشی تمایز قائل می شود.
کارایی با استفاده مفید از منابع ارتباط دارد، در حالی که اثربخشی با عملکرد مرتبط است. در بودجه بندی عملیاتی، طبقه بندی عملیات به نحوی است که شفاف تر بیان می شود، ارزیابی بودجه سهل تر بوده و در روش هزینه بندی آن ارتباط بین نهاده و ستانده موردنظر قرار می گیرد.
بودجه ریزی عملیاتی روشی است که براساس وظایف عملیات و پروژه هایی که هر سازمان تصدی آن را به عهده دارد تنظیم می شود.
استفاده از بودجه بندی عملیاتی، نخستین بار به وسیله کمیسیون اول هوور first Hoover در سال ۱۹۴۹ پیشنهاد شد.
در پاسخ به این پیشنهاد کنگره آمریکا در اصلاحیه قانون امنیت ملی سال ۱۹۴۹ توصیه کرد، بودجه عملیاتی در ارتش مورداستفاده قرارگیرد.
* در دهه ۱۹۶۰ کمیسیون «گلاسکو» در کانادا، نیز بحث بودجه عملیاتی را مجدداً مطرح کرد. اما به کارگیری جدی این روش برای بودجه بندی از سالهای ۱۹۹۰ در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه گسترش یافته است.
در ایران نیز در برنامه چهارم توسعه ماده ۱۴۴قانون برنامه چهارم برایجاد سازوکارهایی در جهت عملیاتی کردن بودجه و حسابداری عملیاتی تأکید دارد تا بدین طریق قیمت تمام شده مبنای کار در تنظیم بودجه های سالیانه قرارگیرد.
همچنین ماده ۱۳۸ قانون برنامه چهارم نیز بر فراهم کردن سازوکارهای بلندمدت برای این منظور تأکید کرده است. اجرای این مواد از قانون برنامه چهارم توسعه می تواند منشأ تحول در نظام بودجه ریزی باشد که علاوه بر افزایش کارایی، نظام حسابدهی نیز مدنظر قرارگیرد.

هدف غایی بودجه ریزی عملیاتی کمک به اتخاذ تصمیمات عقلایی درباره تخصیص و تعهد منابع دولت براساس نتایج قابل سنجش است. مهمترین اهداف بودجه ریزی عملیاتی به شرح زیر است:
۱- ارائه مبنای صحیح برای اتخاذ تصمیم درباره تخصیص منابع
۲- تمرکز فرایند تصمیم گیری روی مهمترین مسائل و چالش هایی که دستگاه با آن مواجه است
۳- ارائه بهترین ابزارهای ممکن براساس نتایج (نه فقط براساس داده ها و ستانده ها)
۴- ارائه مشوق هایی برای مدیریت و همچنین پاسخگویی بیشتر

* در بودجه ریزی عملیاتی - علاوه بر تفکیک اعتبارات به وظایف، برنامه ها، فعالیت ها و طرح ها حجم عملیات و هزینه های اجرای عملیات دولت و دستگاههای دولتی براساس روشهای علمی مانند حسابداری قیمت تمام شده و روش اندازه گیری کار، محاسبه و اندازه گیری می شوند. ارقام پیش بینی شده در بودجه عملیاتی باید مستند به تجزیه و تحلیل تفصیلی برنامه ها، عملیات و نیز قیمت تمام شده آنها باشد.
در نظام فعلی بودجه ریزی کشور که فرایندی از بالا به پایین است قدرت چانه زنی مسئولان و مدیران اجرایی با برنامه ریزان سازمان مدیریت و برنامه ریزی در گرفتن اعتبارات عمرانی بیشتر و گنجاندن آن در لایحه بودجه نقش پررنگ و بسیار مهمی دارد. همین مسأله موجب ایجاد شکاف در توسعه منطقه ای شده است.
ازسوی دیگر، بین میزان هزینه صرف شده سال جاری در هر وزارتخانه ای و بودجه درخواستی برای سال بعد ارتباط مثبت وجوددارد. بنابراین خود به خود افزایش دادن هزینه ها موردتوجه قرارگرفته و صرفه جویی در هزینه ها نادیده گرفته می شود.
بودجه ریزی عملیاتی به دنبال ایجاد پیوند میان شاخصهای عملکرد و تخصیص منابع است.
اگرچه چنین پیوندهایی ضعیف است، ولی می تواند سیاستگذاری بودجه ای را تسهیل و نظارت قانون گذاران بر نتایج و دستاوردهای مرتبط با مخارج عمومی را افزایش دهد.
تدوین یک بودجه عملیاتی مرکب از دو فرایند است که یکی از بالا به پایین و دیگری از پایین به بالا به طور همزمان به اجرا درمی آیند.
وظیفه برنامه ریزان ارشد و سیاستگذاران (در سطوح بالا) تعیین اهداف و مقاصد برنامه هاست و می توان گفت، وظیفه برنامه ریزان (در سطوح پایین) تنظیم طرحهای پیشنهادی با اهداف معین است، یعنی همان اولویت بندی طرحهای پیشنهادی.

* بودجه ریزی عملیاتی باوجود مزایایی که دارد در مراحل مختلف مستلزم اقدام های پیچیده در ابعاد فنی و سیاسی است. علاوه بر این که سیستم حسابداری و نظام مدیریت باید هماهنگ با یک فرایند بودجه ریزی عملیاتی دچار تحول شوند، توافق و هماهنگی در سطوح مختلف قوه مجریه با قوه مقننه از الزامات اصلی موفقیت بودجه ریزی عملیاتی محسوب می شود. در نظام بودجه ریزی عملیاتی سطح اختیارات قانونی نمایندگان تعریف می شود، این که آیا نماینده می تواند تعداد کارکنان یک دستگاه را تعیین کند؟ محل اجرای پروژه را مشخص کند، یا این که به طور کلی بودجه ای در اختیار دولت قراردهد و انجام وظیفه ای معین را از دولت طلب کند. این سطح تصویب باید درجایی تعریف شود.
درمرحله اجرای بودجه نیز مهم ترین وظیفه دولت اصلاح نظام مالی از نظام مالی جاری به نظام مالی تعهدی است.

نتیجه گیری
مطالعات زیادی در مورد بودجه و بودجه ریزی عملیاتی انجام شده است ،‌ با توجه به اینکه بودجه ریزی عملیاتی در کشور انجام شده است ولی همانند کشورهای مشابه به موفقیت های آنها میسر نشده است . البته باید این مسئله ذکر شود که تنها مطالب این پژوهش کافی نمی باشد بلکه باید در جزئیات آن تحقیقات لازم انجام شود . دلیل پیچیدگی و گستردگی این نظام بودجه ریزی، عوامل بسیاری بر اثربخشی نظام بودجه ریزی عملیاتی تأثیر می گذارند.  بودجه ریزی عملیاتی یکی از راه های تقویت مسئولیت پاسخگویی است. برای پیاده سازی بودجه ریزی عملیاتی در ایران ابتدا لازم است تعریف جامعی از آن مطرح شود و کلیه ی دست اندرکاران مربوط تحت آموزش های لازم قرار گیرند و هدف از این تغییر نیز برای آنها روشن شود.  هدف از بودجه عملیاتی پیش بینی اطلاعات مربوط به دستگاههای اجرائی ، فصول ، برنامه ها و فعالیتها، همراه با نتایج آن است . مهمترین مزیتهای روش بودجه ریزی عملیاتی نسبت به روشهای دیگر بودجه ریزی، افزایش شفافیت و اثربخشی بودجه و تأثیر آن در بهبود عملکرد سازمان است .

بودجه و بودجه ریزی عملیاتی
دکتر مسعود قهرمانی

تاریخ ارسال: شنبه 2 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 12:17 ق.ظ | نویسنده: علی | چاپ مطلب 0 نظر
ooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo
ooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo