سایت تخصصی حسابداران خبره ایران

ارائه مطالب تخصصی حسابداری و حسابرسی و قوانین

لغات و اصطلاحاتی که عمدتا در بازرگانی خارجی کاربرد دارد

لغات و اصطلاحاتی که عمدتا در بازرگانی خارجی کاربرد دارد
inspectionبازرسی -معاینه -سرکشی
certificateسند رسمی - گواهینامه
freight carواگن باری
down paymentپیش پرداخت
prepaymentپیش پرداخت
advanceپیش -جلو افتاده( در مورد شرایط پرداخت بکار می رود که منظور همان پیش پرداخت است )
truckکامیون
partialجزئی  - پاره 
shipmentحمل - محموله
allowجایز  - مجاز- قابل قبول
instructionدستورالعمل
followبشرح زیر
requirخواستن - لازم داشتن
binderصحافی
manualدستی
organizedسازمان یافته - متشکل
balancedمتعادل، متوازن .
balanceمانده
timelyبموقع، بهنگام، بجا، بوقت، بگاه
encloseدرمیان گذاشتن ، در جوف قرار دادن ، به پیوست فرستادن ، حصار یا چینه کشیدن دور.
swiftسریع، چابک ، تندرو، فرز، باسرعت.
indicateنشان دادن ، نمایان ساختن ، اشاره کردن بر.
declaredاعلان شده ، اظهار شده ، شناسائی شده .
acknowledgeتصدیق کردن ، وصول نامه ای را اشعار داشتن - تایید - اقرار - 
returnبازگشت
pointingموضوع، هدف، مسیر، مرحله 
statusوضعیت - حالت - نوع - مرحله 
approximateتقریبی، تقریب زدن .
forwardجلو - پیش - ببعد(فوتبال)بازی کن ردیف جلو
consigneeکسی که جنس یا مالی بعنوانش ارسال شده .
optionalاختیاری، انتخابی.
indentسفارش (دادن)
capitalحرف بزرگ ، حرف درشت، پایتخت، سرمایه ، سرستون ، سرلوله بخاری، فوقانی، راسی، مستلزم بریدن سر یا قتل، قابل مجازات مرگ ، دارای اهمیت حیاتی، عالی.
spareدریغ داشتن ، مضایقه کردن ، چشم پوشیدن از، بخشیدن ، برای یدکی نگاه داشتن ، درذخیره نگاه داشتن ، مضایقه ، ذخیره ، یدکی، لاغر، نحیف، نازک ، کم حرف.یدک ، یدکی.
operationاداره ، گرداندن ، عمل جراحی، عمل، گردش، وابسته به عمل.عمل، عملکرد، بهره برداری.
offerتقدیم داشتن ، پیشکش کردن ، عرضه ، پیشنهاد کردن ، پیشنهاد، تقدیم، پیشکش، ارائه
  
hear( looking forward to hear from you)شنیدن ، گوش کردن ، گوش دادن به ، پذیرفتن ، استماع کردن ، خبر داشتن
regard(best regards)درود، سلام، احترام
mentionذکر، اشاره
valveشیر، دریچه ، لامپ
perبر طبق
collectجمع آوری کردن ، وصول کردن
warehouseانبار گمرک ، انبار کالا،
roadراه آهن . جاده
deliveryتسلیم. تحویل
courierپیک - قاصد
tradeبازرگانی، حرفه ، داد و ستد کردن ، مبادله کردن .سوداگری، بازرگانی، تجارت، داد وستد، کسب، پیشه وری، کاسبی، مسیر، شغل، حرفه ، پیشه ، آمد ورفت، سفر، آزار، مزاحمت، مبادله کالا، تجارت کردن با، داد وستد کردن .
trade discountتخفیف عمده از طرف تولید کننده به خریدار.
trade inمبادله کردن ، مبادله .
trade nameنام تجارتی.
trade offسبک و سنگین کردن .
trade schoolمدرسه حرفه ای.
tradesmanکاسب، سوداگر، دکان دار، افزارمند، پیشه ور.
paymentپرداخت- قسط- وجه- پول
spareیدکی - ذخیره
quotationسهمیه بندی- مظنه - عبارت
enquiryاستعلام - پرس و جو
quoteقیمت دادن- اعلام کردن- مظنه دادن

تاریخ ارسال: چهارشنبه 29 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 05:44 ب.ظ | نویسنده: علی | چاپ مطلب 2 نظر
ooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo
ooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo