سایت تخصصی حسابداران خبره ایران

ارائه مطالب تخصصی حسابداری و حسابرسی و قوانین

آموزش نحوه محاسبه مالیات حقوق و دستمزد در اکسل

عنوان مقاله : محاسبه مالیات حقوق و دستمزد (مقاله شماره 2)

·         خلاصه :

·         مشخصات :

·         گروه / دسته موضوع:  حسابداری در اکسل

·         سطح : متوسط

·         نویسنده / منبع : بیژن باقری نژاد

بعد از آنکه فرمول مربوط به نحوه محاسبه مالیات را برای دوستان عزیزم شرح دادم لازم دانستم تا برای کامل شدن وظیفه خودم به تهیه فایل حقوق ودستمزد که تقریبا تمام موارد را در بگیرد اقدامی انجام شود . از طرفی به پا س زحمات اساتید عزیزم آقایان ( حیدر پور– میدانی -  صمدیان ) وبازگرداندن مطالبی که از آنها وسایت پر محتوای فرساران آموخته ام ، فایل مربوط را تهیه نموده و در اختیار شما عزیزان گذارده ام. در فایل مربوطه شما دارای سه کاربرگ می باشید .

دانلود فایل مقاله (اکسل 2007) 

1-     جدول داده ها

2-      جدول حقوق ودستمزد

3-    جدول فیش حقوقی

 

جدول داده ها  = در این کاربرگ تمام اطلاعات مربوط به پرسنل ودر واقع اطلاعاتی که به صورت پایه می باشد و به ندرت تغییر خواهد کرد وجود دارد .اطلاعاتی مثل کد پرسنلی –نام – نام خانوادگی –ساعات کارکرد که ماهیانه در این جدول به روز آوری خواهد شد .البته ناگفته نماند که جدول حقوق ودستمزد وفیش حقوقی از اینجا دریافت اطلاعا ت       می نمایند پس دو جدول دیگر طوری طراحی شده است که شما با توجه به نیازتان می توانید آنها را افزایش و یا کاهش دهید چرا که از آدرس دهی مطلق (RC) در توابع جدول حقوق و دستمزد استفاده شده است .

۞ شما می توانید در کنار نام ویا نام خانوادگی پرسنل عکس پرسنلی آنها را جای گذاری نمایید تا در صورت نیاز بتوانید عکس پرسنل را مشاهده نمایید .( برگرفته از سایت فرساران )

برای مثال سلول C6  در جدول داده ها   

۞ نکته دیگر اینکه تمام کاربرگها به یکدیگر لینک بوده وبه راحتی می توانید بین کابرگها جابجا شوید .

 

 

کاربرگ  حقوق و دستمزد  (جدول محاسبات )

این جدول تمام محسبات مربوط به پرداختها وکسور شرکت را برای هر فرد انجام می دهد . در این جدول چند تابع استفاده شده است که ابتدا به توضیح نحوه عملکرد توابع می پردازیم سپس کاربرد آنها را در جدول نمایش میدهیم .

الف  : تابع choose   

تابع مذکوراز دسته توابع جستجو ومرجع می باشد که در حقیقت همان کار کدینگ را در دیتا بیس انجام می دهد .یعنی شما با وارد نمودن یک شماره ، کارکتر متناظر آنرا که از قبل برای آن تعریف نموده اید فرا خواهید خواند در آفیس 2003 شما محدود به 29 کد یا به عبارتی شماره بودید ولی در آفیس2007این محدودیت به 254 مورد افزایش پیدا کرده است .

عملکرد تابع چگونه است ؟

  همانطوری که در شکل بالا ملاحضه می فرمایید ابتدا از دسته توابع lookup & reference (جستجو ومرجع ) را احضار نمایید سپس از select a function  تابع choose  را فرا خوانید . حالا با توجه به شکل زیر شما دارای دو آرگومان هستید . لازم است بگویم که قبل از احضار فرمول ، شما در هر جا که ایستاده باشید در همانجا جواب خواهید گرفت پس در مثال ما G1 محلی است که تابع را فرا می خوانید .تابع شما دارای دو آرگومان می باشد  آرگومان اول index_num) ) از شما می خواهد که شما مشخص نمایید ، سلولی راکه با وارد نمودن کد مربوطه درآن ، کارکتر دیگر که شما برای آن تایپ خواهید کرد در سلول دیگر ظاهر شود .آرگومان دوم (value1  ) از شما کارکتر متناظر با کد   (عدد ) یک را می خواهد  .که در مثال زیر همه موارد توضیح داده شده است.

 

 

خلاصه :

   آرگومان اول از شما می خواهد تا محلی را برای وارد نمودن کد مورد نظر که در شکل ما 8 کد بیشتر نمی باشد را مشخص نمایید که ما f1  را محل مورد نظر انتخاب می نماییم .آرگومان دوم از شما کارکتر متناظر با آن کد را از شما می خواهد .در مثال ما نام کوروش  را که متناظر با کد 6 می باشد را تایپ می نماییم . یعنی به اکسل می گویید که با وارد نمودن عدد 6 در f1  نام  متناظر آنرا (کوروش ) برای شما فراخواند.

 

 

 

همانطوری که در شکل  بالامشاهده می شود من از جدول داده ها نام خانوادگی پرسنل را خواسته ام تا در سلولb6 نمایان شود به همین ترتیب تا 254 نام یا نام خانوادگی می توانید در آرگومانهای بعدی تعریف نمایید یا از محلی در پوشه دیگر احضار نمایید. توضیح این نکته ضروری است که شما شاهد آدرس دهی مطلق هستید  (شما با زدن کلید f4 بر روی آدرس وارد شده ،می توانید این کار را انجام دهید یا از کیبرد با نگه داشتنshift   +کلید عدد 4 در محل بالای حروف  که شکل $ دارد  این کار را انجام دهید ) همانطوری که قبلا گفته شد این کار به این دلیل است که شما به راحتی عمل fill   یا تعمیم دادن را در سلولهای پایینی انجام داده تا نیازی به نوشتن مجدد تابع در سلولهای پایینی  نداشته باشید .

اگر به  جدول حقوق ودستمزد توجه داشته باشد در سلول A1  با وارد کردن عدد 4 در آن در سلولj1  ماه تیر نمایان خواهد شد .(در کاربرگ فیش حقوقی نیز به همین ترتیب می باشد ).بنده فقط به علت نمایش دادن کاربرد این تابع در ستونهای b  و در جدول حقوق ودستمزد از آن استفاده نموده ام .بهتر است از تابع vlookup   که در پایین به شرح آن میپردازم استفده نمایید.

     محدودیت های تابع :

باید بگویم که این تابع کمی محدودیت دارد و شما حتما باید مقابل هر کد یک کارکتر را تایپ نمایید و دوم آنکه کد ها را اکسل به شما میدهد (در آفیس 2003 دارای 29 کد یا شماره خواهید بود که در آفیس 2007 این محدودیت به 254 کد افزایش یافته است ) یعنی نمی توانید کد 1050 را برای کارکتری تعریف نماید چون کلا شما 254 کد می توانید داشته باشید. بنابر این پیشنهاد میکنم  که از این تابع در یک سری از اعداد که متناظر با حرفی باشد استفاده نمایید .مثلا در بکار بردن ماههای سال که از 1 تا 12 متناظر با حرفی (ماهی ) می باشد .

 ب: تابع VLOOKUP

این تابع نیز از دسته توابع جستجو  ومرجع می باشد که بسیار کاربردی می باشد که تمام محدودیتهای تابع قبل را از  بین  می برد .به نظر می رسد نام تابع به این دلیل vloocup انتخاب شده است که عمل جستجو  ( lookup ( را در ستون (verticall )  انجام می دهد .

 

عملکرد تابع چگونه است ؟

 1   مقدار (lookup _value) را در چپ ترین ستون از یک محدوده یا آرایه (table_array) مورد جستجو قرار داده وسپس مقدار ستون متناظر  (col_index_num ) با آن سطری که مقدار مورد جستجو در ستون سمت چپ آن پیدا شده است را باز می گرداند .

۞ نکته : اینکه اگر مقدار (lookup _range) قید نشود یا  true باشد بزرگترین مقدار کوچکتر از lookup_value  به عنوان نتیجه ی جستجو بازگردانده خواهد شد ولی اگر مقدار این آرگومان false  باشد فقط مقدارکاملا برابر با مقدار  lookup_value مورد نظر خواهد بود . در این حالت اگر مقدار مورد نظر یافت نشود با خطایN/A # مواجه خواهید شد . توجه داشته باشید که در این حالت (FALSE=lookup _range)جدول شما باید به صورت سطری و براساس ستون سمت چپ و به صورت صعودی مرتب شود  در غیر این صورت ممکن است جواب صحیح دریافت نشود .اما در حالتی که (lookup _range ) دارای مقدار true  باشد نیاز به مرتب سازی نیست . چرا که برای  موارد مشابه ،آخرین مقدار مشابه به lookup_value باز گردانده می شود  ولی در حالتی که مقدار false  باشد اولین مقدار یافت شده ملاک خواهد بود .

۞ در این تابع در حالت جستجوی یک مقدار غیر عددی ، تمایزی  بین حروف بزرگ و کوچک وجود ندارد .

             ( برگرفته از کتاب مرجع کامل اکسل صفحه 555 نوشته امین حیدر پور )

با توجه به شکل بالا  :

آرگومان اول =(( lookup _value مقدار مورد جستجو ( کارکتر عددی یا متنی )

آرگومان دوم = table_array)) محدوده ای که تابع باید در آن عملیات جستجو را انجام دهد .

آرگومان سوم =(  (col_index_num از شما شماره  ستون مورد جستجو در محدوده ای که (   (table_array معرفی کرده اید  می خواهد یعنی عمل جستجو در ستون شماره ی مثلا 2 انجام شود و مقدار عددی یا متنی متناظر با کدی که قبلا معرفی کرده اید را برای شما فرا می خواند .

آرگومان چهارم = (lookup _range )  در این قسمت که اختیاری می باشد تعیین میکنید که اگر تابع مقدار مورد نظر را پیدا نکرد چه کند . آیا نزدیکترین مقدار را به ترتیب نزولی پیدا کند یا اینکه دقیقا همان مورد را جستجو کرده وجواب دهد .که در صورت وارد نمودن true   یا(خالی گذاشتن محل) جواب به ترتیب نزولی و در صورتی که false  را وارد نمایید دقیقا مورد خواسته شده را جستجو خواهد کرد . پیشنهاد بنده اینست که در این گونه موارد حتما از  false استفاده نمایید .

من  نیز در جدول  حقوق ودستمزد از این تابع استفاده نموده ام .

 

اگر دقت نمایدمتوجه خواهید شد که در آرگومان اول سلول a6 را معرفی نموده ام . در واقع به اکسل می گویم که با وارد نمودن کد پرسنلی در a6  مقدار متناظر آنرا از  table_array))که در اینجا جدول داده ها معرفی شده ، جستجوکند . خوب حالا در کدام ستون از جدول داده ها عمل جستجو انجام شود ؟ جواب آن، عدد 6 می باشد . در مرحله آخر بایستی مقابل lookup) _rangefalse  را تایپ نمایید تا دقیقا همان مقدار متناظر با کد را برای شما پیدا نمایید .

خوب حالا قبل از اینکه کلید ok  را بزنید  برای اینکه در سلولهای بعدی دوباره کاری نکنید و مجددا تابع را فرا نخوانید و همین کارها را انجام ندهید  در table_array)) برروی نام سلولها (a3 :n22) کلیک کرده سپس کلید  f4 را فشار دهید تا آدرس شما مطلق گردد سپس ok  را فشار دهید  .اکنون می توانید از عمل fill  برای کپی کردن فرمول در سلولهای دیگر بدون اینکه جواب غلط را بگیرید انجام دهید .

دانستن چند مطلب ضروری است و آن اینکه  الف : در محاسبه در آمد مشمول مالیات ، حق ماموریت از پرداخت مالیات معاف می باشد . ب : در محاسبه بیمه سهم کارمند وکارفرما ،  حق بن و خواروباروحق اولاد وحق ماموریت  از پرداخت حق بیمه معاف می باشد . ج – دوستان توجه داشته باشید که این جدول در حالت عادی بوده و نمی توان آنرا برای هر جایی تعمیم داد چون قوانین مالیاتی دارای معافیتها و نکته های  زیادی بوده و ممکن است از شرکتی در منطقه محروم یا منطقه آزاد تجاری تفاوتهای مشاهده شود . به هر حال این یک فایل تمرینی بوده  و در شرایط عادی با همان آیتمهایی که در مثال بنده گفته شد می شود در شرکتی  به راحتی از آن استفاده نمود .

درضمن برای محاسبه مالیات وبیمه طبق آخرین بخشنامه ها در سال 1387 اعمال فرمول شده است .( احتمالا فرمول مالیات تغییر کند ظاهرا بخشنامه مذکور نهایی نشده است )به هر حال به محض هر گونه تغییر در قوانین ، بنده نیز سعی میکنم آن بخش را اصلاح کرده و در اختیار دوستان قرار دهم .

 منتظر انتقادات وراهنمایی های سا زنده شما هستم . امید است مقبول واقع شود .    بیژن باقری نژاد – 20/04/1387

 

عنوان مقاله : محاسبه مالیات حقوق و دستمزد

  • خلاصه : نحوه محاسبه مالیات حقوق و دستمزد یک شخص در ماه

  • مشخصات : -

  • گروه / دسته موضوع:  حسابداری در اکسل / توابع اکسل

  • سطح : پیشرفته

  • نویسنده / منبع : بیژن باقری نژاد

این فرمول در واقع یک فرمول تو درتو می باشد که برای محاسبه مالیات حقوق و دستمزد یک شخص در ماه مورد استفاده قرار می گیرد .لازم میدانم که بگویم اولا این فرمول نیاز مختصری به دانستن حسابداری دارد وثانیا اینکه اعداد مندرج در فرمول براساس جدول مالیات حقوق ودستمزد می باشد که همه ساله بر اساس یک فرمول خاص محاسبه شده واز طریق وزارت اقتصاد و دارائی  به اطلاع تمامی شرکتها می رسد که شرکتها نیز بایستی مالیات حقوق را بر این اساس محاسبه و از حقوق کسر نمایند .ناگفته نماند که اعدادمورد محاسبه درفرمول در سال 1385 مورد استفاده قرارمی گرفته است.  بنابر این به محض منتشر شدن جدول مالیاتی سال 1386 فرمول را به روز خواهم کرد و در اختیار دوستان قرار می دهم   تا بتوانید مالیات حقوقتان را به راحتی محاسبه نمایید.(به غیر از شر کتهای دولتی )

 

 

چگونگی محاسبه فرمول :

 

در محاسبه مالیات حقوق . همیشه دارای یک مبلغی هستیم که به آن معافیت مالیاتی می گویند در حقیقت برای عادلانه تر شدن مالیات مبلغ حقوق در یافتی  تا این مبلغ از پرداخت مالیات معاف خواهد بود مابقی حقوق در یافتی مستقیما به جدول مالیاتی  برده شده ومحاسبه می شود . 

 

مثال 1 :

 

کل حقوق در یافتی شخصی در پایان ماه معادل  25,500,000  ریال می باشد مالیات این شخص به ترتیب زیر خواهد بود .

 

 

2,500,000

کل حقوق در یافتی

(2,160,000)

میزان معافیت

340,000

مانده  ضربدر 10 درصد

34,000

میزان ما لیات

 

نکته قابل توجه اینکه چون افراد در جامعه دارای مبلغ حقوق های مختلف می باشند بنابر این  همیشه باقیمانده فوق با نرخ ثابت ده درصد محاسبه نخواهد شد .  بنابر این لازم است که نرخ های محاسبه با توجه به افزایش حقوق نیز افزایش یابد  چرا که در این صورت پرداخت مالیات  عادلانه تر خواهد بود . پس طبق جدول مالیاتی  نرخ ها از 10 و 20و 25و 30 و35 درصد تشکیل شده است . به مبالغی که در فاصله درصد های مذکور قرار می گیرد طبقه مالیاتی می گوییم .یعنی اینکه اگر حقوق شما را از معافیتی که قبلا ذکر شد کسر کنیم عددی باقی خواهد ماند که این عدد تا مبلغ 5,660,000  ریال    با نرخ 10 درصد محاسبه میکنیم بعد اگر باز هم مبلغی باقی ماند آن مبلغ تا میزان  10,493,333  ریال  با نرخ 20 درصد و باز هم اگر عددی باقی ماند تا میزان 22,993,333 ریال  با نرخ 25 درصد محاسبه میکنیم که اگر باز هم عددی باقی ماند تا میزان 85,493,333 ریال   با نرخ 30 درصد محاسبه می کنیم  در نهایت اگر باز هم عددی  باقی ماند تا میزان

100,000,000 ریال با نرخ 35 درصد محاسبه می کنیم .

 

از مبلغ (ریال )

تا مبلغ (ریال )

نرخ مالیاتی (درصد )

طبقه مالیاتی

میزان مالیات محاسبه شده

                    1

     2,160,000

0%

معافیت مالیاتی

                        -  

        2,160,000

     5,660,000

10%

اول

                350,000

        5,660,000

   10,493,333

20%

دوم

                966,667

      10,493,333

   22,993,333

25%

سوم

             1,316,667

      22,993,333

   85,493,333

30%

چهارم

             4,441,667

      85,493,333

 100,000,000

35%

پنجم

           23,993,333

 

                                           

 

مثال 2 :

 

فرض کنید حقوق در یافتی شخصی در پایان ماه معادل 5,660,000 ریال   می باشد مالیات این شخص به ترتیب زیر محاسبه می شود .

 

برای راحتتر شدن موضوع اینگونه میگوییم که طبقه اول مالیات تا 5,660,000 ریال می باشد پس مالیات این طبقه اینگونه خواهد بود که          3500000= 2160000 -5660000   ریال که ده درصد آن مساوی 350000ریال میباشد .  اگر5660000 ریال را در سلول   a1 بنویسیم فرمول اکسل مساوی خواهد بود با

 

 =if(and(a1>2160000;a1<=5660000);(a1-(2160000))*0.1 

 

 در حقیقت این بخش از فرمول برای محاسبه طبقه اول جدول می باشد .

 

 

مثال 3 :

 

فرض کنید حقوق دریافتی شخصی در پایان ماه معادل 10,493,333 ریال  ریال باشد مالیات حقوق این شخص به ترتیب زیر خواهد بود .

 

ابتدا می گوییم  چون این عدد بزگتر از 5660000 ریال است پس ما دیگر نیازی به محاسبه مالیات تا 5660000 ریال نداریم چون در فرمول قبلا محاسبه شده است . تنها کاری که می کنیم بایستی مابقی عدد بزرگتر از 5660000ریال را محاسبه کنیم ومالیات طبقه اول را به آن اضافه کنیم . بنابر این :

 

If(and(a1>2160000;a1<=5660000);(a1-(2160000))*0.1;if(and(a1>5660000;a1<=10493333);(a1-(5660000))*0.2+(350000)

 

در فرمول بالا وقتی بعد از if     and   می آوریم در واقع شما دامنه شرط خود را افزایش داده  و به نوعی با ایجاد علامت کوچکتر و بزرگتر دامنه شرط  خود را با  and محدود می کنید . می گویید اگر a1  بزرگتر از 2160000  و A1  کوچکترومساوی با 5660000 باشد  آنگاه جواب شرط ما بایستی معافیت را کسر کرده سپس در درصد طبقه اول ضرب کند ادامه فرمول نیز به همین ترتیب چون پرانتز if  اول بسته نشده است بنابر این می توانیم if  دیگر ایجاد کرده و ادامه می دهیم . اگر a1   بزرگتر از   5660000 و  کوچکتر و مساوی  با  10493333باشد  آنگاه جواب شرط دوم ما بایستی منهای 5660000 سپس در درصد طبقه دوم (20 درصد ) ضرب شود ودر نهایت با حاصل مالیات طبقه اول جمع شود.  که جواب فرمول شما مسای 1316667 خواهد شد و نکته قابل توجه اینکه با دادن شرط and  در حقیقت شما تمام اعداد بین هر طبقه را مد نظر قرار خواهید داد .

 

فرمت تابع 

:                    (جواب درصورتی که شرط تابع برقرار نباشد ;  جواب درصورتی که شرط تابع برقرار باشد; شرط تابع)   IF

 

نکته : ما در فرمول وقتی علامت  بزرگتر از  <  می گذاریم در واقع    خود آن عدد را در نظر نمی آوریم و وقتی علامت <=  می گذاریم    در واقع خود آن عدد و کوچکتر از آن عدد را مد نظر قرار میدهیم . مهم اینست که فقط 2160000ریال علامت مساوی ندارد که منطق فرمول همین است چون 2160000  عددی است که از پرداخت مالیات معاف است . بقیه اعداد هر طبقه یکبار در فرمول مورد محاسبه قرار می گیرند چون یکباردر یک if   ماکسیمم فرمول محسوب شده و در محاسبه قرار می گیرد و در if   دیگر مینیمم فرمول در نظر گرفته می شود .

به طور ساده تر  :  اگر سلول عدد وارده را a1   فرض کنیم  می توان گفت  :

اگر   a1  بزرگتر باشد از  2160000 (شرط تابع ) و a1    کوچکترو مساوی با5660000 باشد آنگاه  جواب شرط هر عددی شد منهای معافیت مالیاتی سپس ضربدر نرخ طبقه اول (10% )   در قسمت جواب  در صورتی که شرط  تابع برقرارنباشد تابع  if   باید دقت شود که پرانتز اول بسته نشود چون در این صورت قادر به ادامه فرمول نخواهید بود پس ادامه میدهیم  اگرa1  < باشد از 5660000 که سقف  طبقه اول است (دقت شود که دیگر 5660000 علامت مساوی نمی گیرد چون در این صورت جواب فرمول شما غلط خواهد بود چرا که باید یک بار کوچکتر و مساوی و یک بار دیگر بزرگتر ومساوی باشد که این منطق درستی نیست ) و کوچکترومساوی باشد از 104933333 که سقف طبقه دوم مالیاتی می باشد در این صورت جواب درست اینست که a1  منهای 5660000 سپس در نرخ طبقه دوم (20 % ) ضرب می کنیم جواب هر چه شد با عدد 350000  جمع شود .

 ( عدد 350000 در حقیقت مالیات طبقه اول در حالتی که ما عدد 5660000 را وارد کرده باشیم می باشد .می دانید چرا این کار را انجام دادیم ؟ چون ما وقتی در فرمول با علامت کوچکتر وبزرگتر فاصله بین اعداد را محدود می کنیم و طبقه به طبقه پیش می رویم پس دیگر نیاز نیست تا فرمول طبقه اول را در طبقه دوم  بگنجانیم از طرفی برای درست بودن جواب بایستی مالیات طبقه اول را در جواب طبقه دوم بنگنجانیم پس می توانیم بگوییم جواب طبقه دوم هر چه شد با نهایت مالیات طبقه اول جمع شود )مجددا در بخش جواب نادرست تابع if   طبقه دوم با یک if  دیگر شروع می کنیم تا تابع تودر تو ادامه یابد که : اگر a1  <  باشد از 10493333 و a1  کوچکتر و مساوی 22993333  باشد آنگاه  a1  منهای 10493333 جواب هر چه شد ضرب در نرخ طبقه سوم (25 % )  سپس جواب بایستی بنا به همان دلیلی که در بالا ذکر شد با عدد 1316667 جمع شود . لازم به توضیح است که عدد 1316667 از ترکیب دو عدد می باشد یعنی نهایت مالیات طبقه اول و دوم (350000+966667) پس در این قسمت نیز مالیات طبقه های قبلی نیز دخیل شد . ادامه می دهیم که اگر a1  بزرگتر باشد از 22993333 و a1  کوچکتر ومساوی باشد با85493333 (که عدد سقف طبقه چهارم می باشد )

 

آنگاه a1  منهای 22993333 که جواب هر چه شد در نرخ طبقه چهارم (30%) ضرب می کنیم و با مالیات طبقه های قبلی جمع می کنیم یعنی (350000+966667+ 3125000) = 4441667 ودر نهایت ادامه می دهیم اگر a1 بزرگتر باشد از 85493333 و کوچکتر مساوی 100000000 آنگاه a1   بایستی منهای 85493333 شود سپس در نرخ مالیاتی طبقه آخر (35%)‌ضرب شود و در نهایت با مالیات محاسبه شده طبقه های قبلی جمع شود .

یعنی با عدد 23191667 جمع شود (اگر عدد 85493333 را در فرمول قرار دهید مالیات تا این طبقه مساوی این عدد خواهد شد )

 

 

دقت کنید که در تابع  if  وقتی پرانتز اول باز شد نباید تا آخر فرمول بسته شود چون فرمول شما تا همان جا که پرانتز بسته می شود خواهد بود . به یاد داشته که پرانتز اول با رنگ مشکی در اکسل مشخص می باشد و با رنگ مشکی نیز بسته می شود بقیه پرانتز ها با توجه به توابع ایجاد شده بعدی به رنگهای دیگر می باشد که این می تواند در تشخیص بهتر شما در مورد ابتدا و انتهای هر تابع کمک کند .  

 

با عرض پوزش از اینکه توضیح فرمول کمی با فرهنگ لغت حسابداری توضیح داده شد  چرا که این فرمول نیازمند چنین توضیحی بود .  

 

 

امید وارم مورد قبول دوستان واقع شود .

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 25 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 07:17 ب.ظ | نویسنده: علی | چاپ مطلب 1 نظر
ooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo
ooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo